پيشنهاد ايشان را پذيرفتند . هر يك از ايشان نيز برخاستند و درباره فضايل على عليه السلام سخنرانى كردند . برخى او را بر مردم روزگار خودش و برخى ديگر او را بر همه مسلمانان برترى دادند آن گاه با على عليه السلام بيعت شد . روز دوم پس از بيعت - كه روز شنبه يازده شب باقى مانده از ماه ذى حجه بود - على به منبر رفت . نخست حمد و ثناى خدا را بجا آورد و از پيامبر ( ص ) ياد كرد و بر او درود فرستاد ، از نعمت خدا بر مسلمانان ياد فرمود آن گاه مردم را به زهد و پارسايى در دنيا و رغبت به آخرت تشويق فرمود و پس از آن چنين گفت : اما بعد ، همانا هنگامى كه پيامبر ( ص ) رحلت فرمود مردم ابو بكر را به خلافت برگزيدند سپس ابو بكر عمر را خليفه ساخت و او با روش ابو بكر عمل كرد و او خلافت را در شورايى قرار داد كه از ميان ايشان حكومت به عثمان رسيد . او كارهايى انجام داد كه شما دانستيد و زشت شمرديد ، او محاصره و كشته شد . سپس همگان با ميل و رغبت خود پيش من آمديد و از من خواستيد حكومت را بپذيرم و همانا من مردى از شمايم ، آنچه به سود شماست به سود من و آنچه به زيان شماست به زيان من هم هست .
خداوند دروازه فتنه ميان شما و اهل قبله را گشوده و فتنههايى چون پارههاى شب سياه روى آورده است و اين كار را جز مردم بصير و شكيبا و داناى به موقعيت امور تحمل نمى كنند . من شما را به راه روشن پيامبرتان ، كه درود خدا بر او و خاندانش باد ، خواهم برد و به آنچه فرمان داده شدهام در مورد شما عمل خواهم كرد ، اگر براى من مستقيم شويد ، و از خداوند بايد يارى جست . همانا كه موضع من نسبت به رسول خدا ( ص ) پس از رحلت او همچون موضع من به روزگار زندگى اوست . اينك در پى آنچه به آن امر مىشويد باشيد و از آنچه از آن نهى مىشويد باز ايستيد و در هيچ كارى شتاب مكنيد تا براى شما آن را روشن بيان كنيم ، كه ما را در مورد هر كارى كه شما آن را خوش نمى داريد عذرى موجه است و همانا كه خداوند از فراز آسمان و عرش خود مىداند كه من حكومت بر امت محمد ( ص ) را خوش نمى داشتم تا آنكه رأى شما به اتفاق بر من قرار گرفت زيرا خودم شنيدم رسول خدا ( ص ) مى فرمود : « هر والى كه پس از من عهدهدار حكومت گردد او را بر لبه صراط نگه مى دارند و فرشتگان كارنامهاش را مى گشايند اگر دادگر بوده است خداوند به عدل او نجاتش مى بخشد و اگر ستمگر بوده است صراط او را چنان مى جنباند كه مفاصل از اختيارش بيرون و در آتش سرنگون مىشود و نخست
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٥٢