آنكه بيت المال را ميان ايشان به گونهء ابو بكر و عمر تقسيم كند . در اين هنگام بود كه على ( ع ) تقاضا كرد او را معاف دارند و كسى ديگرى را جستجو كنند كه ميان آنان به روش ابو بكر و عمر رفتار كند و براى آنان سخنى فرمود كه در آن رمزى نهفته بود و آن اين گفتار اوست كه مى فرمايد : « ما با كارى روياروى خواهيم بود كه داراى رنگها و وجوهى است كه دلها براى آن پايدار و عقلها در آن ثابت نمى ماند . آفاق تيره و تار و راه روشن ناشناخته است » .
شيعيان مى گويند : اين سخنى است كه آن را باطن و ژرفاى شگرفى است و در واقع خبر دادن از امور پوشيدهيى است كه او از آن آگاه بوده و آنان بدان نادان بودهاند و آن عبارت بود از بيم دادن نسبت به جنگ داخلى مسلمانان و اختلاف كلمه و ظهور فتنه .
معنى گفتار او كه مى فرمايد : « آن را رنگها و وجوهى است » اين است كه موضع شبهه و تأويل خواهد بود . برخى مى گويند : على درست و بر حق رفتار كرد و برخى مى گويند خطا كرد . اين موضوع درباره جنگهاى على ( ع ) يعنى جمل و صفين و نهروان و تخطئه آنان همين گونه شد و مذاهب مختلف و براستى پراكنده در مورد او و آنان پيش آمد .
معنى گفتار على عليه السلام كه مى فرمايد : « آفاق تيره و تار و راه روشن ناشناخته است » اين است كه شبهه بر دلها و عقلها چيره شده است و بيشتر مردم نمى دانند راه حق كجا و كدام است ، در اين صورت اگر من براى شما وزيرى باشم كه از سوى رسول خدا و به شريعت و احكام او ميان شما فتوى دهم براى شما بهتر از آن است كه اميرى باشم كه آنچه شما تدبير مى كنيد انجام دهم و هر چه مى خواهيد بر او حكم كنيد . و من مى دانم كه مرا قدرتى كه در ميان شما به روش پيامبر ( ص ) رفتار كنم و همچون او كه در ميان يارانش با تدبير مستقل عمل مى كرد عمل كنم نيست و اين به سبب تباهى احوال شما و ممكن نبودن اصلاح شماست .
برخى از شيعيان ، كلام على ( ع ) را به معنى ديگرى حمل كرده و گفتهاند : اين سخن گفتار كسى است كه گلهمند و از ياران خود شاكى است و به آنان مى گويد : مرا واگذاريد و كس ديگرى غير از مرا بجوييد و اين از راه دلتنگى و افسردگى و ناراحتى از كردار ايشان است زيرا آنان پيش از اين عدول كرده بودند و كس ديگرى را بر او برگزيده بودند و چون به جستجوى او برآمدند به آنان پاسخ
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 350
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٥٠