تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
بينى و چهره‌اش در آتش قرار مى گيرد » ولى اينك كه رأى شما بر من قرار گرفته و جمع شده است نمى توانم شما را به حال خود رها كنم . على عليه السلام سپس به چپ و راست خود نگريست و فرمود : هان مبادا فردا گروهى از شما كه دنيا آنان را فرو گرفته است و براى خود زمينهاى آباد و جويبارها فراهم ساخته‌اند و بر اسبهاى راهوار سوار مى شوند و كنيزكان زيبارو را به خدمت مى گيرند ، و در واقع اين كار مايه ننگ و درماندگى ايشان است ، همين كه آنان را از آنچه در آن فرو مى روند باز دارم و به حقوق خودشان كه آگاهند برگردانم ، آن را خوش نداشته باشند و كارى ناروا بشمرند و بگويند پسر ابو طالب ما را از حقوق خودمان منع كرد همانا هر مرد از مهاجران و انصار كه افتخار مصاحبت پيامبر ( ص ) را مايه فضيلت و برترى بر ديگران مىداند بايد بداند كه فضيلت رخشنده فردا در پيشگاه خداوند است و مزد و پاداش او بر عهده خداوند است . همانا هر كس كه دعوت خدا و پيامبر را پاسخ داده و دين ما را تصديق كرده است و در آيين ما در آمده و بر قبله ما روى آورده است مستوجب حقوق و حدود اسلام است . شما همگان بندگان خداييد و اموال هم از آن خداوند است كه ميان شما به صورت مساوى تقسيم خواهد شد و در آن مورد هيچ كس را بر ديگرى فضيلتى نيست . بديهى است پرهيزگاران را فردا در پيشگاه خداوند نيكوترين پاداش و برترين ثواب فراهم است و خداوند اين جهان را براى پرهيزگاران پاداش و مزد قرار نداده است « و آنچه در پيشگاه خداوند است براى نيكان بهتر است » چون به خواست خدا فردا فرا رسيد صبح زود پيش ما آييد كه نزد ما اموالى است كه بايد ميان شما تقسيم كنيم و نبايد هيچ كس از شما ، چه عرب و چه عجم از آمدن خوددارى كند چه از كسانى باشد كه مقررى مى گيرند و چه نمى گيرند ، همين قدر كه مسلمان آزاد باشد حاضر شود . اين سخن را مى گويم و براى خودم و شما آمرزش مى خواهم . سپس از منبر فرود آمد شيخ ما ابو جعفر اسكافى مى گويد : اين سخنان على عليه السلام نخستين چيزى بود كه آن را خوش نداشتند و موجب كينه توزى آنان به او شد و از چگونگى اعطاء و تقسيم كردن او به طور مساوى ناراحت شدند . چون فردا فرا رسيد على ( ع ) صبح زود آمد و مردم هم براى گرفتن اموال آمدند . على به كاتب خود عبيد الله بن ابى رافع
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 353 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى