شخص گلهمند و سرزنش كننده داد .
گروهى ديگر از شيعيان اين سخن را به گونهاى ديگر توجيه كرده و مى گويند : على ( ع ) اين سخن را به طريق نيشخند و تمسخر فرموده است . يعنى بر طبق اعتقاد شما اگر من وزير شما باشم بهتر از آن است كه امير شما باشم و نظير گفتار خداوند است كه مى فرمايد : « بچش كه تو نيرومند گرامى هستى » يعنى خودت براى خود چنين مى پندارى . و بدان آنچه كه آنان گفتهاند بعيد نيست به شرط آنكه دليلى براى آن وجود داشته باشد ، ولى اگر دليل وجود نداشته باشد جايز نيست كه معنى ظاهرى آن را به چيزى ديگر تأويل كرد و ما در اين مورد به ظاهر اين گفتار تمسك مى جوييم مگر آنكه دليلى بر طبق عقيده آنان ارائه شود كه مانع از معنى ظاهرى باشد و اگر جايز باشد كه بدون ارائه دليل قطعى معنى ظاهرى الفاظ را رها كرد چه اعتماد و وثوقى به گفتار خداوند عز و جل و به گفتار رسول خدا ( ص ) باقى مى ماند ، و ما در مباحث گذشته چگونگى احوال را پس از كشته شدن عثمان و چگونگى انجام بيعت علوى آوردهايم .
آنچه از طلحه و زبير به هنگام تقسيم اموال سر زد
ما اينجا و درباره اين موضوع ، آنچه را كه شيخ ما ابو جعفر اسكافى در كتاب خود كه بر رد كتاب العثمانيه شيخ ديگر ما ، جاحظ نوشته است مى آوريم و آنچه را كه اسكافى گفته است در مباحث گذشته نياورديم .
ابو جعفر اسكافى مى گويد : همين كه اصحاب پس از كشته شدن عثمان براى تبادل نظر در موضوع امامت در مسجد رسول خدا ( ص ) جمع شدند ، ابو الهيثم بن - التيهان و رفاعة بن رافع و مالك بن عجلان و ابو ايوب انصارى و عمار بن ياسر به على عليه السلام اشاره كردند و فضل و سابقه و جهاد و قرابت او را تذكر دادند و مردم