تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
فرمود : نخست از مهاجران شروع كن و آنانرا بخواه و به هر مردى كه حاضر شد سه دينار بده و سپس از انصار شروع كن و با آنان هم همانگونه رفتار كن و به هر يك از مردم كه حاضر شود اعم از سرخ و سياه همينگونه پرداخت كن . سهل بن حنيف گفت : اى امير المومنين اين مرد ديروز غلام من بود و امروز او را آزاد كرده‌ام . فرمود : به او هم همان مقدار كه به تو مى دهيم مى پردازيم . و به هر يك از آن دو سه دينار داد ، و هيچكس را بر كس ديگر برترى نداد . در آن روز طلحه و زبير و عبد الله بن عمر و سعيد بن عاص و مروان بن حكم و تنى چند از قريش و ديگران هنگام قسمت كردن اموال حاضر نشدند . اسكافى مى گويد : عبيد الله بن ابى رافع شنيد كه عبد الله بن زبير به پدرش و طلحه و مروان و سعيد بن عاص مى گويد : ديروز بر ما پوشيده نماند كه على در سخن خودش چه چيزى را اراده كرده است . سعيد بن عاص در حالى كه به زيد بن ثابت مى نگريست گفت : آرى « به در مى گويد كه ديوار بشنود » عبيد الله بن ابى رافع به سعيد و عبد الله بن زبير گفت : خداوند در كتاب خويش مى فرمايد « ولى بيشتر ايشان از حق كراهت دارند » . عبيد الله بن ابى رافع اين موضوع را به على عليه السلام خبر داد . فرمود : به خدا سوگند ، اگر براى ايشان به سلامت باقى بمانم آنان را بر راه روشن و طريق صحيح وامى دارم . خدا سعيد بن عاص را بكشد كه از گفتار ديروز من و اينكه به او نگريستم چنين فهميده است كه قصد من او و ياران اوست كه به هلاكت درافتاده‌اند . گويد : فرداى آن روز پس از نماز صبح كه هنوز مردم در مسجد بودند زبير و طلحه آمدند و جايى دور تر از على عليه السلام نشستند . سپس مروان و سعيد و عبد الله بن زبير آمدند و كنار آن دو نشستند . سپس گروهى ديگر از قريش آمدند و به آنان پيوستند و ساعتى آهسته با يكديگر سخن گفتند . وليد بن عقبة بن ابى معيط برخاست و پيش على ( ع ) آمد و گفت : اى ابا الحسن تو همه را سوگوار كرده‌اى [ خونهايى از ما بر عهده توست ] در مورد خودم ، پدرم را در جنگ بدر كشتى و ديروز در جنگ خانه عثمان برادرم را نصرت ندادى و زبون ساختى . اما سعيد بن عاص ، پدرش را - كه گاو نر قريش بود - در جنگ بدر كشتى ، اما مروان ، پدرش را هنگامى كه عثمان او را به خود
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 354 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى