مزاح بوده و با زنان شوخى مى كرده است .
و حال آنكه به خدايى خدا سوگند كه على عليه السلام از همه مردم از اين كار دور تر بوده است و على كجا فرصت آن را داشته كه بر اين حال باشد وقت او همهاش در عبادت و نماز گزاردن و فتوى دادن و مباحث علمى و آمد و شد مردم به حضورش ، براى فهميدن احكام و تفسير قرآن ، سپرى مى شده است ، تمام يا بيشتر روزهاى او در حال روزهدارى و تمام يا بيشتر شبهاى او به نماز گزاردن مى گذشته است . اين در هنگام صلح بوده است و به هنگام جنگ وقت او با شمشير كشيده و سنان آبديده و سوار شدن بر اسب و لشكر كشى و فرماندهى به تن خويش سپرى مى شده است و همانا چه نيكو و درست فرموده است كه « همانا ياد مرگ مرا از هر گونه لهو و لعب باز مى دارد » . البته در مورد مرد خردمند شريفى كه دشمنانش نمى توانند عيبى بر او بگيرند و منقصتى براى او بشمارند ناچارند كوشش كنند كه نقطه ضعفى هر چند كوچك پيدا كنند و آن را بهانه سرزنش او قرار دهند و براى پيروان خود به آن متوسل شوند و همان را وسيله جدا ساختن و انحراف ايشان از او قرار دهند .
مشركان و منافقان به روزگار زندگى پيامبر ( ص ) و پس از رحلت آن حضرت تا روزگار ما همينگونه رفتار كرده و مى كنند و چيزهايى به دروغ جعل مى كنند و امورى را از مطاعن و عيوب كه خداوند او را از آنها مبرى دانسته است به او نسبت مى دهند و خداوند سبحان در قبال اين ياوهسرايى ها همواره بر رفعت مقام و علو مرتبه پيامبر ( ص ) افزوده است . بنابراين جاى تعجب نيست كه عمرو عاص و دشمنان ديگر على عليه السلام او را به اين عيوب متهم كنند . هر كس تأمل كند مى فهمد كه آنان در عين حال ناخواسته و دانسته و ندانسته ، بدين گونه در مدح و ثناى او كوشش كردهاند كه اگر عيب ديگرى از او مى يافتند آن را نقل مى كردند ، و اگر امير المومنين تمام همت و كوشش خود را مبذول مى داشت كه دشمنان و سرزنش كنندگان خويش را از راهى كه نمى دانند مجاب فرمايد طريقى بهتر از اين نمى يافت و خداوند آنان را به اين كار واداشته است . آنان پنداشتهاند از مقام على مى كاهند و حال آنكه شان او را و قدر و منزلتش را بيشتر و برتر ساختهاند .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٤٧