تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
زير خاك پنهان كرديد به اندازه كشتن يك شتر و قطعه قطعه كردن گوشت آن كنار گورم بنشينيد تا با شما انس بگيرم . اگر بگويى : ياران معتزلى تو در مورد عمرو عاص چه مى گويند مى گويم آنان نسبت به هر كس كه در جنگ صفين حضور داشته و با على ( ع ) جنگ كرده است همان گونه حكم مى كنند كه بر ستمگرى كه بر امام عادل خروج كرده باشد . و مذهب و اعتقاد آنها [ معتزلى ها ] در مورد كسى كه مرتكب گناه كبيره شود و توبه نكند معلوم است . و اگر بگويى در اين اخبارى كه نقل كردى چيزى كه دليل بر توبه او باشد وجود ندارد نظير اين سخن او كه « پروردگارا سركش نيستم بلكه آمرزشخواهم » و « خدايا هر چه مى خواهى از من بگير تا راضى شوى » و اين گفتار او كه « پروردگارا فرمان دادى سرپيچى كردم و نهى فرمودى و مرتكب آن كار شدم » و آيا اين سخنان اعتراف به گناه و پشيمانى و به معنى توبه نيست مى گويم : اين گفتار خداوند متعال كه مى فرمايد « براى آنانى كه گناهان را تا هنگامى كه مرگ يكى از ايشان فرا مى رسد انجام مىدهد و آنگاه مى گويد هم اكنون توبه مى كنم ، توبه‌يى نخواهد بود » مانع آن است كه اين گونه سخنان توبه باشد ، وانگهى شرطها و اركان توبه معلوم است و اين اعتراف و اظهار تأسف ارزشى ندارد و توبه شمرده نمى شود . شيخ ما ابو عبد الله مى گويد : نخستين كسانى كه اعتقاد به ارجاء محض پيدا كردند معاويه و عمرو عاص بودند كه به باطل مى پنداشتند معصيت در صورتى كه مرتكب آن ايمان داشته باشد زيانى نمى رساند و به همين سبب معاويه در پاسخ كسى كه به او گفت : با كسى جنگ كردى و عملى را مرتكب شدى كه خود مى دانى . گفت : من به اين گفتار خداوند وثوق كردم كه فرموده است : « همانا خداوند همه گناهان را مى آمرزد » ، سخن عمرو عاص هم به پسر خود كه گفته است : « مهمتر از آن را كه شهادت دادن به لا إله الا الله است رها كرده‌اى » به همين معنى اشاره دارد . اما اين سخن عمرو عاص كه درباره على السلام به مردم شام گفته است « در او
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 343 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى