تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
پوشيده بدارد به على عليه السلام دشنام داد و عيب بسيار زشتى براى او شمرد . رنگ چهره عبد الله بن جعفر برافروخته شد و رگهايش بر آمد و از خشم مى لرزيد سپس چون شير نر از سرير فرو آمد . عمرو عاص گفت : اى ابا جعفر ، خاموش باش عبد الله بن جعفر به او گفت : تو خاموش باش ، اى بى مادر و سپس اين بيت را خواند : « گمان مى كنم بردبارى من قوم مرا بر من گستاخ كرده است و حال آنكه گاهى مرد بردبار جهل مى ورزد » سپس آستين هاى خود را بالا زد و گفت : اى معاويه تا چه هنگام بايد جرعه خشم و غيظ ترا فرو دهيم و تا چه هنگام بايد بر سخنان ناخوشايند تو صبر كنيم و بى ادبى و خوى نكوهيده‌ات را تحمل نماييم زنان سوگوار بر تو بگريند بر فرض كه براى دين حرمتى قائل نيستى كه ترا از آنچه براى تو روا نيست باز دارد ، آيا آداب مجالست ، تو را از اينكه همنشين خود را نيازارى باز نمى دارد به خدا سوگند ، اگر عواطف پيوندهاى خويشاوندى ترا به مهروزى وامى داشت يا اندكى از اسلام حمايت مى كردى هرگز اين فرزندان كنيزكان روسپى و بردگان سست عنصر با آبروى قوم تو بازى نمى كردند . بر كسى جز سفلگان و بى ادبان ، جايگاه گزيدگان پوشيده نمى ماند و تو سفلگان قريش و غرائز كودكانه آنان را مى شناسى ، بنابراين ، اگر آنان خطاى بزرگ ترا در ريختن خون مسلمانان و جنگ با امير المومنين منطبق با صواب مى دانند موجب نشود كه مرتكب كارهايى شوى كه بر خلاف مصلحت و صواب است . آهنگ راه روشن حق كن كه گمراهى تو از راه هدايت و غوطه‌ورى تو در درياهاى بدبختى طولانى شده است . و بر فرض كه نمى خواهى در اين زشتى كه براى خود برگزيده‌اى سخن ما را بپذيرى و از خيرخواهى ما پيروى كنى هنگامى كه براى كارهاى خود پيش يكديگر جمع مى شويم از بدگويى در مورد ما و شنيدن آن ما را معاف بدار و در خلوت خود هر كار مى خواهى بكن و خداوند در اين باره با تو حساب خواهد فرمود به خدا سوگند اگر اين نبود كه خداوند پاره‌يى از حقوق ما را در دست تو قرار داده است هرگز پيش تو نمى آمدم . سپس گفت : اگر چيزى را كه ياراى آن را ندارم بر من با زور تكليف كنى در آن