تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
فرمود كه تا هنگام مرگ همواره گرسنه بمانى . و اى گروه شما را به خدا سوگند مى دهم آيا نمى دانيد كه پيامبر ( ص ) ابو سفيان را در هفت مورد لعن و نفرين فرموده است كه نمى توانيد آن را رد كنيد : نخست ، روزى كه پيامبر ( ص ) به طائف مى رفت تا قبيله ثقيف را به اسلام و دين دعوت فرمايد ، ابو سفيان پيامبر را بيرون از مكه ديد و به جان پيامبر افتاد و او را دشنام داد و نادان و دروغگويش خواند و او را بيم داد و قصد حمله به پيامبر ( ص ) را داشت . خدا و رسولش او را لعنت كردند و او از آزار بيشتر باز داشته شد . دوم ، « روز كاروان » كه پيامبر ( ص ) براى فرو گرفتن آن كاروان كه از شام بيرون آمده بود ابو سفيان كاروان را در كنارى كشاند و از ساحل دريا گريخت و مسلمانان به كاروان دست نيافتند و پيامبر ( ص ) ابو سفيان را لعن و نفرين فرمود و جنگ بدر به همان سبب درگرفت . سوم ، روز احد كه ابو سفيان پايين كوه و پيامبر بالاى كوه بودند و ابو سفيان بانگ برداشته بود كه : « اى هبل ، پايدار و بلند مرتبه باش » و اين سخن را چند بار تكرار كرد و پيامبر و مسلمانان او را همانجا ده بار لعن و نفرين كردند . چهارم ، روزى كه ابو سفيان همراه احزاب و قبيله غطفان و يهوديان آمد و پيامبر با تضرع به درگاه خدا او را لعنت فرمود . پنجم ، روزى كه ابو سفيان همراه قريش آمد و پيامبر ( ص ) را از ورود به مسجد الحرام و قربانى ها را از رسيدن به قربانگاه بازداشتند و اين در حديبيه بود و پيامبر ( ص ) ابو سفيان و سران و پيروان آن جماعت را لعنت فرمود و گفت : « همه آنان نفرين شده‌اند و كسى ميان ايشان نيست كه به راستى ايمان آورد » . گفته شد : اى رسول خدا ، آيا براى هيچيك از ايشان اميد مسلمان شدن هم نيست و اين لعنت چگونه است فرمود : اين لعنت به پيروان ايشان نمى رسد ولى از سران ايشان هيچ كس رستگار نمى شود . ششم ، آن روزى كه سوار بر شتر سرخ موى بود . هفتم ، هنگامى كه گروهى روى گردنه كمين كردند تا شتر پيامبر را رم دهند .