نقل كرده و گفته است : مادرش زنى پسنديده نبوده است . مبرد همچنين مى گويد : منذر بن جارود يك بار به عمرو عاص گفت : تو چه مرد بزرگى بودى اگر آن زن مادرت نمى بود . گفت : همراه تو خدا را ستايش مى كنم ، ديشب در اين باره فكر مى كردم نسب او را ميان قبايل عرب كه دوست مى داشتم از آنها باشد جستجو مى كردم ولى قبيله عبد القيس به خاطرم خطور نكرد .
مبرد همچنين مى گويد : عمرو بن عاص وارد مكه شد قومى از قريش را ديد كه گرد هم نشستهاند . و چون او را ديدند همگى چشم بر او برگرداندند . پيش آنان رفت و گفت : چنين گمان مى كنم كه درباره من سخن مى گفتيد . گفتند : آرى ، ميان تو و برادرت هشام بن عاص مقايسه مى كرديم كه كداميك با فضيلت تريد . عمرو گفت : هشام را بر من چهار فضيلت است : نخست آنكه مادرش مادر هشام بن مغيره است و مادر مرا خوب مى شناسيد ، دو ديگر پدرش او را بيش از من دوست مى داشت و شناخت پدر را به پسر مى دانيد ، سوم آنكه پيش از من اسلام آورده است . چهارم آنكه او شهيد شده است و من هنوز زندهام ابو عبيده معمر بن مثنى در كتاب الانساب خود مى گويد : در مورد عمرو دو تن مدعى شدند پدرش هستند و آن دو ابو سفيان بن حرب و عاص بن وائل بودند و به خصومت پرداختند . گفته شد مادرش در اين باره داورى كند . مادر عمرو گفت : او از عاص بن وائل است . ابو سفيان گفت : من در اين ترديد ندارم كه او را در رحم مادرش كاشتهام ، ولى عاص نپذيرفت . به مادرش گفتند : نسب ابو سفيان شريفتر است . گفت : عاص بن وائل بر من فراوان انفاق مىكند و حال آنكه ابو سفيان مردى ممسك و بخيل است .
حسان بن ثابت در همين مورد در پاسخ عمرو عاص كه پيامبر ( ص ) را هجا گفته بود چنين سروده و او را هجا گفته است : « پدرت ابو سفيان است ، در اين ترديدى نيست و ميان ما دلايل روشنى در اين
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٠٣