تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
چون عايشه آهنگ بصره كرد ، ام سلمه پيش او رفت و به او چنين گفت : « همانا كه تو دژ ميان رسول خدا و امت اويى و حجاب تو بر پايه حرمت آن حضرت استوار شده است . قرآن دامنت را جمع كرده است ، آن را آشكار مساز . در گوشه خانه خود آرام بگير و دامن بر صحرا ميفشان . خداوند خود پاسدار اين امت است . اگر رسول خدا مى خواست در اين باره به تو سفارشى فرمايد بدون ترديد مى فرمود بلكه ترا از سير و سفر در شهرها نهى فرموده و اينك كژروى مى كنى ، كژ روى . پايه و ستون اسلام بر فرض كه كژى پيدا كند با زنان راست و استوار نمى شود و اگر رخنه‌يى پيدا كند با آنان ترميم نمى گردد . كارهاى پسنديدهء زنان دامن زير پاى كشيدن ، آزرم و كوتاه گام برداشتن است . اگر پيامبر ( ص ) ترا در صحرا و فلاتها بر ناقه تندرو ببيند كه از آبشخورى به آبشخور ديگر مى روى به او چه خواهى گفت سير و حركت تو در نظر خداوند است و سرانجام در رستاخيز به حضور پيامبر خواهى رسيد در حالى كه پرده حجاب را دريده و عهد او را ترك كرده‌اى . اگر من اين راهى را كه تو مى پيمايى بپيمايم و سپس به من گفته شود به بهشت درآى ، از اينكه محمد ( ص ) را در حالى ديدار كنم كه حجاب او را دريده باشم ، آرزم خواهم كرد و آن حجاب را او بر من مقرر داشته است . اينك خانه خود را دژ خود و پوشش خود را آرامگاه خويش قرار ده تا به همان حال او را ديدار كنى و تو در آن حال بيشتر مطيع فرمان خدا خواهى بود و بيشتر يارى مى دهى از اينكه مرتكب كارى شوى كه دين آن را جايز و روا ندانسته است . بنگر آنچه را كه در دين جايز و رواست انجام دهى ، و اگر براى تو سخنى را كه خود مى دانى بگويم چنان خواهد بود كه مار پير و سياه و سپيد ترا گزيده باشد . » عايشه گفت : پند و خيرخواهى ترا مى دانم ولى كار آنچنان كه تو پنداشته‌اى نيست و بسيار راه خوبى است . راهى كه در آن دو گروهى كه مى خواهند جنگ كنند به من متوسل شده‌اند ، تا اصلاح كنم ، بنابراين اگر در خانه بنشينم عيبى ندارد و اگر هم بيرون روم در كارى است كه مرا از آن چاره نيست و بايد از اين گونه كارها انجام دهم . مى گويم : اين سخن عايشه سخن كسى است كه براى خروج و قيام معتقد به