تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
را فرستاد كه بيت نخست آن چنين بود : « اى امير المومنين ، اينك كه مرا بلند آوازه فرمودى خويشاوندى ترا پاداشى سرشار ارزانى داراد » گويد : على عليه السلام از شعر او تعجب كرد و او را استحسان فرمود .

نامه ام سلمه به عايشه

از جمله سخنان مشهورى كه گفته شده اين است كه ام سلمه - كه رحمت خدا بر او باد - براى عايشه نامه زير را نوشته است : « همانا تو سپر و دژ ميان رسول خدا ( ص ) و امت اويى و حجاب براى تو به پاس حرمت او مقرر شده است . قرآن دامنت را برچيده و جمع كرده است ، آن را آشكار مساز . در گوشه خانه‌ات بنشين و دامن خود را به صحرا مكش . اگر سخنى از پيامبر ( ص ) را فرايادت آورم - كه آن را مى دانى - چنان خواهى شد كه گويى مار سياه و سپيد ترا گزيده است وانگهى اگر رسول خدا ( ص ) ترا ببينند كه بر شتر تندرو نشسته‌اى و از آبشخورى به آبشخورى مى روى و عهد او را رها كرده و پرده‌اش را دريده‌اى چه خواهى گفت همانا ستون دين بر زنان پا بر جا نمى شود و رخنه آن با ايشان ترميم نمى گردد . صفات پسنديده زنان آهسته و پوشيده سخن گفتن و شرم و آزرم است . گوشهء خانه‌ات را آرامگاه خود قرار بده تا رسول خدا را بر آن حال ديدار كنى . عايشه گفت : من به خيرخواهى و پند و اندرز تو آگاهم و بدانگونه كه پنداشته‌اى نيست . من از انديشهء تو ناآگاه نيستم ، كه اگر درنگ كنم و بمانم گناهى نيست و اگر بيرون بروم به قصد اصلاح ميان دو گروه از مسلمانانم . اين موضوع را ابو محمد بن قتيبه در كتاب خود كه در « غريب الحديث » تصنيف كرده است در باب ام سلمه به اين شرح كه برايت مى آورم نقل كرده است .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 291 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى