به مصر برسد از محمد بن ابى بكر بر او سختگيرتر خواهد بود . معاويه به يكى از كارگزاران خراج كه بر او اعتماد داشت پيام فرستاد كه اشتر حاكم مصر شده است اگر كار او را براى من كفايت كنى تا من زنده باشم و تو زنده باشى خراجى از تو نخواهم گرفت . به هر گونه كه مى توانى براى كشتن او چارهسازى كن .
اشتر حركت كرد چون به « قلزم » رسيد ، يعنى جايى كه كشتيها از مصر به حجاز مى روند ، توقف كرد . همان مرد كه محل خدمتش آنجا بود به اشتر گفت : اى امير اينجا منزلى است كه در آن خوراكى و علوفه بسيار است من هم از كارگزاران خراجم ، اينجا بمان و استراحتى كن . نخست براى او خوراكى آورد كه چون آن را خورد براى او شربت عسل كه آميخته با سم كرده بود آورد و همين كه اشتر آن را نوشيد درگذشت .
ابراهيم ثقفى مى گويد : امير المومنين على ( ع ) همراه اشتر براى مردم مصر نامهيى نوشت . متن آن را شعبى ، از صعصعة بن صوحان روايت مىكند كه چنين بوده است : از بندهء خدا على امير المومنين به مسلمانان مقيم مصر .
سلام خدا بر شما باد من همراه شما پروردگار را كه خدايى جز او نيست مى ستايم . اما بعد ، من بندهيى از بندگان خدا را پيش شما فرستادم كه به هنگام بيم و روزهاى خطر نمى خوابد و براى گريز از پيشامدهاى ناگوار هرگز از جنگ با دشمن باز نمى ايستد ، از پيشروى فروگذار نيست و در تصميم گرفتن سرگشته نيست . او از دليرترين بندگان خداوند و از نژادهترين ايشان است . او براى تبهكاران از شعله آتش زيانبخش تر است و از همه مردم از ننگ و عار دور تر . او مالك بن حارث اشتر است .
شمشير برندهيى كه نه كند است نه سست ضربت . در صلح بردبار و در جنگ استوار است . داراى انديشه اصيل و صبر جميل است . سخنش را بشنويد و فرمانش را اطاعت كنيد ، اگر به شما فرمان حركت دهد حركت كنيد و اگر فرمان دهد كه مقيم باشيد اقامت كنيد . كه او جز به فرمان من حركت و درنگ نمى كند . من شما را با فرستادن او پيش شما بر خويشتن برگزيدم و اين به منظور خيرخواهى براى شما و سختگيرى بر دشمن شماست . خداوندتان با هدايت محفوظ و با تقوى پايدار بدارد و ما و شما را به انجام آنچه خوش مى دارد و مى پسندد موفق بدارد . و سلام و رحمت خدا بر شما باد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢١٤