تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
به على ( ع ) رسيد ، فرمود : براى مصر جز يكى از اين دو تن را شايسته نمى بينم يا دوست خودمان كه او را از حكومت مصر در گذشته بر كنار كرديم - يعنى قيس بن سعد بن عباده - يا مالك بن حارث اشتر . على ( ع ) هنگامى كه از جنگ صفين به كوفه برگشت اشتر را به حكومت « جزيره » كه قبلا هم عهده‌دار آن بود فرستاد و به قيس بن - سعد فرمود : فعلا تا موضوع حكميت روشن نشده است سرپرستى شرطه مرا بر عهده بگير و سپس به حكومت آذربايجان برو . قيس سالار شرطه بود و چون موضوع حكميت پايان يافت على ( ع ) به اشتر كه در نصيبين بود چنين نوشت : اما بعد ، تو از كسانى هستى كه براى برپا داشتن دين به آنان پشتگرم هستم و غرور و نخوت گنهكار را با آنان درهم مى شكنم و زبانك مرزهاى هولناك را با آنان مى بندم ، محمد بن ابى بكر را كه بر حكومت مصر گماشته‌ام ، گروهى بر او خروج كرده‌اند . او جوانى كم سن و سال است و تجربه‌يى در مورد جنگها ندارد . پيش من بيا تا در مورد آنچه لازم است بينديشيم . كسى از ياران مورد اعتماد و خيرخواه خودت را بر منطقه حكومت خويش بگمار . و السلام . اشتر پيش على ( ع ) آمد و بر حكومت خود شبيب بن عامر ازدى را به جانشينى گماشت . شبيب پدر بزرگ كرمانى است كه در خراسان با نصر بن سيار بود . چون اشتر به حضور على رسيد داستان مصر و خبر مردم آن را به او فرمود و و افزود كه كسى جز تو براى حكومت مصر نيست . خدايت رحمت كناد به مصر برو و من با توجه به راى و انديشه خودت سفارشى نمى كنم در هر چه كه بر تو دشوار آمد از خداوند يارى بخواه و نرمى و شدت را با هم بياميز و تا هنگامى كه مدارا كارساز باشد مدارا كن و هنگامى كه جز شدت چاره‌يى نباشد شدت كن . اشتر از پيش على ( ع ) بيرون آمد مركوب و بار و بنه‌اش را آوردند ، جاسوسان معاويه پيش او آمدند و خبر دادند كه اشتر به حكومت مصر گماشته شده است . اين كار بر او سخت گران آمد كه بر مصر طمع بسته بود و دانست كه اگر اشتر