سبحانه و تعالى در ساعت خوفى و هراسى و هيبتى از موسى در دل فرعون افكند ، و از موسى بترسيد سخت ، و گفت : من اين انت ، و من اذن لك بالدّخول ، و لاىّ شىء جئت ؟ موسى گفت :
إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ . ] b 76 [ أَنْ أَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ
« 1 » تا بنى اسرايل را بما بازدهى ، و دست از ايشان كوتاه كنى « 2 » و ببندگى ندارى كه ايشان آزادند « 3 » و پيغمبرزادگانند .
قصهء چهل و دوم مناظره كردن موسى عليه السلام با فرعون
پس فرعون او را گفت تو كيى كه مرا نمىشناسى ؟ گفت من آن موسىام كه در خانهء تو بودم چندين سال . فرعون از هيبت كه از موسى در دلش « 4 » آمده بود از منّتهاى خويش ياد كرد تا
لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً
« 1 » ؟ ما ترا بپرورديم بنعمت و بپرورديم براحت ، از كودكى تا بزرگى ،
وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ
« 5 » . و تو در خانهء ما بودهء چندين سال از كودكى تا بزرگى ،
وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ ، وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ .
« 5 » و گفت كردى آنچه كردى ، و مردى را از ما بكشتى ، و نعمت ما را كفران آوردى . موسى گفت ، آرى بود اين همه كه من با تو كردم و من خود را ملامتزده داشتم و بر خطا بودم زيرا برنا بودم . قوله سبحانه و تعالى :
قالَ فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ . فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ
« 6 » الآية . گفت بگريختم از شما كه بترسيدم اكنون حق تعالى مرا حكمت و نبوّت داد و مرا از جملهء پيغامبران كرد و به تو فرستاد .
هامش
( 1 ) - الشعراء 16 - 17
( 2 ) - از ايشان بازدارى
( 3 ) - آزادگانند
( 4 ) - از هيبت موسى كه در دلش
( 5 ) - الشعراء 18 - 19
( 6 ) - الشعراء 20 - 21