تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
بر تو حقهاست كه تو را بفرزندى گرفته بود و پرورده بنعمت خويشتن ، براى آن حق و حرمت درشتى مكن . ديگر [ براى آن ] درشتى مكن تا حجّت ما بر وى لازم كنى بنيكوى ، تا طغيانش ظاهر شود . همچنين نيز عاصيان را مهلت دهد حق تعالى تا حجّت بنيكوى لازم كند تا نترسند . ديگر گويند كه دشمن تو ترا دشنام دهد جواب باز مده و نيكوى گوى « 1 » و اگر بزند خشم مگير ، و اگر نعمت و منت ياد كند مگوى كه نبود . اينست معنى
قَوْلًا لَيِّناً .
« 2 » و مفسّران گفته‌اند كه بفرمود تا وى را بلقب خواند كه حقارت بود وليد خواندن او را كه قومش خدايگان خواندندى ، يعنى تو همچنان مخوان كه تو رسولى
] b 47 [
ليكن بكنيت خوان يا ابا الوليد ،
قَوْلًا لَيِّناً
را اين معنى « 3 » بود يعنى هرچند فرعون سخنان ديگر گويد تو همىگوى كه لا إله الا اللّه كه اين سخن سخت نيكوست . و گفته‌اند هرچند فرعون از خزينه و مملكت و سپاه خويش مىگويد تو وصف آفريدگار و بزرگى او مىگوى . سؤال - حق تعالى دانست « 4 » كه فرعون نگرود اندرين چه حكمت بود كه گفت :
لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى .
« 5 » لعل و عسى از حقّ واجب جواب بود . جواب - اگر حق تعالى موسى را نوميد كردى از گرويدن فرعون ، موسى در گزاردن رسالت معتصب « 6 » بودى ، گفتى چون نخواهد گرويدن رنج بيهوده بردن چه ، و حجّت حق تعالى بر وى لازم و ظاهر نگشتى . حق تعالى خواست تا موسى در گزاردن رسالت بىرغبت نگردد تا ثواب پيغامبران بيابد . اگر سؤال كنند كه لعّل از حق « 7 » واجب بود ؟ گويم بلى ، نه‌بينى كه در وقت هلاكت ايمان آورد چون معاينه بديد . قوله تعالى :
هامش
( 1 ) - كن ( 2 ) - طه 44 ( 3 ) - از قولا لينا در سه سطر پيش تا اينجا تنها در نسخهء متن است ( 4 ) - مىدانست ( 5 ) - طه 44 ( 6 ) - در گزاردن رسالت معصيت بودى ، ( ؟ ) ( 7 ) - حق