تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
ارزانى داشته و موانع را از سر راه برداشته
2 يا ابن بوسفيان به پا برخيز و خود را زنده‌دار * بر سر عقل آى و نفس خويشتن را بنده‌دار طبق فرمان هواى نفس ، بازى در نگير * از سر كبر و تفاخر ، سرافرازى در نگير چون خدا راه سعادت را هويدا ساخته * چشم را در سرنوشت خلق بينا ساخته ليك تو تاج تفاخر ، روى فرق انداختى * با سمند سرافرازى و تبختر تاختى خويشتن را بر زيانكارى كشانى سوى نار * ( من ترا پند و نصيحت مينگارم هوشدار ) نفس بر تو تاخته ، با تيغ تيز هر بدى * تا ترا منكوب سازد با عذاب سرمدى با امام خود مخالف گشتى آخر در هدف * ( راستاى تو ندارد ، قدّ و بالا در شرف ) پس ترا اين نفس سركش بر تباهى برده است * راه ارشاد و هدايت ، بر تو مشكل كرده است ( دست بردار از هوى و بر سعادت دست ياب * در چنين راه ، از فرامين الهى سرمتاب ) نفس سرگش ( ناهيا ) موهون نمايد عزم را * در اراده كار ساز آور توان جزم را
پايان نامهء 30