نامهء 31 وصيّت آن حضرت ( ع ) به فرزند دلبندش امام حسن ( ع ) بعد از بازگشت از جنگ صفيّن .
1 وصيّت از پدرى ، پاكباز و در آگاه * بخاطر پسرى ، پاكبين و مولى خواه
از آن پدر كه نگهدار و راز اعصار است * به رنج و درد بشر ، آشناى هشيار است
بسى مجاهدهها كرده در ره يزدان * بعمر خويش زده پشت پا در اين ميدان
بسى فتاده بچنگال دهر بىپروا * مذمّتى شده از آن جناب بر دنيا
مكان نموده عيان در مساكن اموات * فرو خميده سحر شمع رويش از مشكات
چنين وصيّت سازنده دارد آن مولى * بنور ديدهء پاك و عزيز مستثنى
به آن مؤمّل « 1 » نو رسته و نوين آداب * كه روزگار برد جانب فنا بشتاب
به آن كه در ره پيشينيان مسلوف است * به آن كه پشت سر مردگان محذوف است
به آنكه سينهء او بر نوائب ، « 2 » اغراض « 3 » است * به آنكه در گذر تيرههاى امراض است
به آن كه در گرو روزگار مكّار است * به آن كه بندهء دنياى دون و غدّار است
وصيّت است به آن حامل هزاران غم * وصيّت است بدان دل كشيده بر ماتم
بدان پسر كه بدهكار مرگ و نابوديست * قرين غصّه و غم ، مبتلاى كمبوديست
اسير تير بلا ، مبتلاى شهوتها * قتيل مهلكه در گير و دار محنتها
و امّا بعد از ستايش خدا و درود و تهيّت بمقام نبوّت چنين ميفرمايد .
2 هر آنچه دارم از آن پشت كردن دنيا * و ز آنچه سر كشيش بر من است مستثنى
هامش
( 1 ) مؤمل آرزومند
( 2 ) نوائب دشواريها هدفها
( 3 ) . .