تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

نامهء 30 از نامه‌هاى آن بزرگوار ، بمعاويه

( كه او را پند داده و از عذاب و كيفر اعمال ناشايست بر حذر داشته )
1 از خدا پرهيز كن در آنچه بر تو داده است * ( در نهادت گنجهاى پر بها بنهاده است ) حقّ ايزد را نگر ، حقّ سپاس و پيروى * ( ناجوانمردى بود جاى اطاعت كجروى ) باز گرد و دقّت آور ، از كجائى ، كيستى * بامداد حشر ، معذور از جهالت نيستى ( پيروى كن از امام ( ع ) خويش ، قبل از مرگ خويش * بهر خود آماده گردان ، ساز و زاد و برگ خويش ) ( گر در اين دنيا امام ( ع ) خويش را نشناختى * آن زمان در جاهليّت مردى و در باختى ) چون اساس هر اطاعت از خداى اين جهان * ( معرفت باشد بمعبود و امام آن زمان ) ( بهر اثبات چنين دعوى و امر پايدار ) * راههاى روشنى هست و نشانى آشكار بس طريق مستقيم است و شوارع پيش رو * خلق بر پايانى آن‌ها نمايد آرزو ( ميرسد پايانى آن بر بهشت جاودان * اى خوشا آنان كه بر اين امر دارند ائتمان ) زيركان ، بر آن مكان امن وارد ميشوند * ( بر وجود نعمت موفور ، شاهد ميشوند ) سفلگان امّا از آن دورند و مهجورند بس * ( نيست آن نعمت نصيب مردمان بلهوس ) ( آن كسى كه بر خلاف امر يزادان كار كرد * از چنين نعمت بجهل خويش استقرار كرد ) هر كسى از راه روشن خارج آمد گمره است * ( دست گمره نيز از يكتا پرستى كوته است ) ناخود آگه ، در بيابان ضلالت پا نهاد * ( تا در اين ره ، داد بر گمراهى خود امتداد ) تا خدا تغيير نعمت داد او را بعد از آن * كيفرى پاپا حوالت داد سخت و بىامان
يا ابن بوسفيان به پا خيز و بر نفس سركش يورش آور كه خدا منهاج سعادت را بر تو