( اين نصيب تلخ را در ذهن بر خود ميزنم * يعنى آن مردى كه محكوم عقوبت شد منم )
( همچنان گر عفو ميدارد يكى را در كتاب * نيز ميگويم كه گويا بر من آمد اين خطاب )
اى محمّد ابن ابى بكر ، من ترا با عظم جنودم باهل مصر فرمانروا ميفرستم :
9 يا ابن بوكر ، از همينك ، رهسپارى سوى مصر * قصد بر فرمانروائى ، عزم دارى سوى مصر
پس سزاورى كه در هر كار باشى ديدهور * چيرگى يا بى بنفس كينه توز و كينهور
حفظ دارى با شهامت ملك و دين و كيش خويش * ( بر سر خدمت گزينى عقل دور انديش خويش )
تا نمائى بر رعيّت از دل جان خدمتى * گر چه از دهر تو باقى نيست الّا ساعتى
10 در رضاى خلق ، خالق را نياور بر غضب * باشد اين رفتار بىجا ، علّت آور بر غضب
چون عوض بر كار بنده ، يافت گردد پيش او * ليك اين اميّد را از بندگان او مجو
گر خدا خشنود گردد ، از عباد او چه غم * ورنه ناخوشنود گردد جمله رنج است و الم
يا ابن ابى بكر ، نماز را در وقت خود بجاى آور ، تا بر امور خود مقدّم سازى و كارها را منظم .
11 ( دقّت آور ، آنچه ميگويم به نحو دلنواز ) * بهر خود ارزندهتر بشمار اوقات نماز
يا محمّد ، قدردان ، اين موهبت را بهر خويش * بر نيندازد اين چنين وقت گرامى را بپيش
همچنان وا پس نينداز اين گرامى وقت را * ( بر نينگيز از خداوند تعالى مقت را )
كلّ اعمال تو جانا تكيه دارد بر نماز * ( در قبولى نيست اعمال تو از آن بىنياز )
( گر نماز خويش را در خويش ضايع ساختى * كلّ نيكىهاى خود را بر زوال انداختى )
قسمتى از همين عهد نامه ، در تحذير اهل تقوى از منافق ، توصيه بعدم تبعيّت ، از