گمراه كننده .
12 بر حذر باش اى محمّد از نفاق و اهل آن * مصريان را هم توجّه دار ، روى ائتمان
زين جهت خود را منزّهدار و بيرون از نفاق * تا شكوفائى پذيرد ، بوستان اتّفاق
از مضلّان زمان دورى نما و اجتناب * اهل خود را نيز آگه كن ز متن اين خطاب
همچنان قول و عمل را با هم آور در ميان * آنچه دارى ، از نهانگاه دل آور بر زبان
از دورويان دور باش و از مضلّان بر حذر * اهل دل را دلنشين و دلپذير است اين خبر
( چون مضلّان و دورويان اهل ايمان نيستند * رهبر اسلام و استكبار يكسان نيستند )
( رستگارى و تبهكارى نياميزند هيچ * دامن آن را بگير و دست و پاى اين بپيچ )
پيشواى رستگارى ، انبياء و اولياء است * پيشواى گمرهىها ، از تبار اشقياء است
پيشواى رستگاران ، اولياء و اوصياء است ، ولى پيشواى تبهكاران اشقياء و اراذل و اوباش .
رستگاران را نباشد پيشوائى جز امام ( ع ) * بر تبهكاران ولى ، در دل نگنجد اين مرام
( جملهء اهل تبه ، بر خير حاوى نيستند * پس شقى و متّقى ، با هم مساوى نيستند )
( از امامات پيروى كن با كمال اشتياق * در فضاى تو نبايستى غبارى از نفاق )
( گر على ( ع ) آورده نام ابن بوسفيان ، امام * آيهاى را در قصص داريم بر آن پيشگام ) « 1 »
( با فصاحت در بيان آورده ابن بوالحديد * قول معقولى كزان بوى تعجّب ميدميد )
( گر نمود او را على ( ع ) خصم پيغمبر نامزد * اين خصومت بر معاويه مآلا مىسزد )
( اين خصومت در معاويّه نبوده بر قريش * بلكه با پيغمبر اكنون نيز دارد بطش و طيش )
( گفتهء پيغمبر اكرم بمولى مرتضى ( ع ) است * خصم تو خصم من است و خصم من خصم خداست )
خوف من از مؤمن و مشرك نبوده بلكه من * ( مينگارم بر شما ضمن نصيحت اين سخن )
هامش
( 1 )وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ- سورهء قصص آيهء 41 .