7 فاحذروا نارا كه قعر آن بعيد و حرّ آن * بس شديد است و عذابش دردناك و بىامان
آتشى كه گودى آن تا فرودين زمين * پيش رفته در خصوص مجرمين اين زمين
( آتشى كه سوزش آن جلد انسان مىكند * مجرمان را در نگاهى رعشه بر جان افكند )
گر بسوزاند هزاران بار باز هم تازه است * سوزش و دردش به هر تكرار باز هم تازه است
آمده در سورهء محبوب قرآن ، در نساء * گر بسوزد پوست بدّلنا جلودا غيرها « 1 »
آن سرا يعنى جهنّم جايگاه ذلّت است * عارى از الطاف حقّ و خالى از هر رحمت است
حزن و اندوه كسى در آن نگردد بر طرف * ( هيچ دانائى در آنجا ، ره نيابد بر هدف )
خواهش كس را نخواهد داد پاسخ هيچكس * ( نالهها را نشنود الّا ، خداى دادرس )
( مجرمون در نار دوزخ ، كلّ يوم داخلون * طبق آيه ، ماندگارانند در آن خالدون )
( سورهء محبوبهء زخرف نموده آشكار * طىّ اعلام مساعد ، آيهء هفتاد و چهار ) « 2 »
بنده را ، اجماع خوف و رجاء ، بهترين طريقهء راهيابى برستگاريست .
8 گر شما را استطاعت در روان است و وجود * اهتمامى بر وجود آريد از دل هر چه زود
ور شما را خوفى از يزدان قاهر در دل است * همچنان با خوف او اميّد ظاهر در دل است
همتّى ، تا خوف را سازيد همدم با اميد * ( آن زمان ، تسليم و تقوى را فزونتر ميكنيد )
( سازگارى در ميان اين دو امر كار ساز * مىكند مجموعتان را در قيامت سر افراز )
چون گمان نيك بنده در حضور كردگار * طىّ سنجشها به قدر خوف باشد در عيار
احسن النّاس ، از لحاظ ظنّ نيكو بر خدا * آن كسى باشد كه در دل خوف او را داد جا
ظنّ بنده ، مر خدا را ، هر چه زيباتر بود * خوف و ترسش از خدا ، آنقدر بالاتر بود
اين چنين گفت از امام خويش ابن بو الحديد * از زبان حضرت سجّاد ، اين قول سديد
( گر خدا نازل نمايد ، در خور مردى كتاب * اينكه او را با فضاحت ميكشانم بر عذاب )
هامش
( 1 ) سورهء نساء ، آيهء 56
( 2 ) سورهء زخرف ، آيهء 74 .