نامهء 27 از عهد و پيمانهاى آن حضرت به محمّد ابن ابيكر والى مصر ( دامت منزلته )
اين مرد جليل القدر در سال حجّة الوداع ( 10 هجرت ) متولّد و در سال 38 هجرى در مصر بقتل رسيد . ( داستان او در خطبهء ( 76 ) گذشت .
( 1 ) روى اهل مصر ، گستر بال خود را بىريا * ( بهر اهل آن ، فروتن باش و مردى با وفا )
پهلوى خود را بايشان در رضا ، گسترده ساز * ( طىّ خدمت بنده پرور باش و ميرى دلنواز )
چهرهء خود را گشايش ده ز روى انبساط * ( تا بدين سان نقش زن در چهرهء آنها نشاط )
در تلاقى ، حال آنها را رعايت كن نكو * ( در نگاه روبروئى ، در زمان رو به رو )
در نگاه زير چشمى يا نگاه روى راست * جمله را يكسان تلاقى كن بدون نقص و كاست
( تا نباشد بين ثروتمند و درويش امتياز * مهر مىورزند آنگه ، مستمند و بىنياز )
( گر چنين انديشه را در ساز مانت جا دهى * در حقيقت عدل را با خويش ، در جا مىنهى )
اهل ظلم آنگه ، ز رفتارت پريشان مىشوند * در تعدّى و تجاوز ، نابسامان مىشوند
دريچهاى از جهان بينى نهج البلاغه به جهان رستاخيز
2 آگه آمد چون زكردار عبادش كردگار * باز پرسى خواهد آورد ، از كبار و از صغار
از كبائر باز مىپرسند ، روز رستخيز * از صغاير همچنان از سر يكايك ، ريز ريز
پس همى پرسد زافعال نهان و آشكار * ( تا كه باشد زشت كردار و كه باشد رستگار )
ور ببخشيد و ترحّم كرد روى التفات * پس كريم است و نوازنده شما را در حيات
3 بندگانا پس بدانيد اينكه تقوا پيشگان * هر دو دنيا را براى خويش بردند ارمغان
يافتند آخر ، براى خويش راه آرمان * در حقيقت توشهء اخرى و سود اين جهان