تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
بين گفتار فراوان و نكات چشمگير * پندها فرمود او را دلنشين و دل پذير پند فرمود آن جناب او را كه باشد از رعات * نهى همچون ، از خراج و پيش اخذ ماليات
يا زياد : اگر عدالت پيشه كنى و رعايت حال مردم نمائى در امان مانى و گرنه
1 با رعيّت عدل و انصاف و مدارا پيش گير * از تعسّف بر حذر باش و طريق خويش گير گر تعنّت « 1 » پيشه گيرى و تعسّف « 2 » خو كنى * ( از ره بيچارگى بر استهانت رو كنى ) حاصل بيراهه رفتن بر رعيّت ضربه است * از رعيّت هم بسوى تو هجوم و حربه « 3 » است دست خود را گر بيالائى به نخوت بر ستم * مىخورى از حنظل پستى و خوارى از نقم خلق با هم سوى تو تيغ تلافى مىكشند * آن چنان كه در امم بر روى جافى « 4 » مىكشند از زياد ابن ابيه آن سان كه داريم اطّلاع * كس نخواهد يافت ( ناهى ) بوى خير و انتفاع

حكمت 469 قال عليه السّلام : ( درباره گناه )

هر گناه خرد را كوچك ندانى بهر خويش * بلكه از خشم خدا دانى ، نشانى بهر خويش 1 جرم اعظم آن بود كه خرد خوانند اهل جرم * ارتكابش را روا و سهل دانند اهل جرم قبل از اين نيز اين سخن با اختلافى درج شد * اينكه جاى استخفّ « 5 » استهان « 6 » خرج شد كم ندان جرمى كه در آن پافشار مىكنى * بلكه دقّت كن كه آن را بر كه دارى مىكنى ؟ جرمهاى خرد و كم ، كم كم كبائر مىشوند * عاقبت مانند كوهى بر تو ظاهر مىشوند راه اجرام صغيره بر كبيره منتهى است * ( ناهيا ) غفلت در آنجا تنبلى و كوتهى است
هامش
( 1 ) تعنّت آزار كسى كردن ( 2 ) تعسّف بىانصافى و بيراهه رفتن ( 3 ) حربه آلت جنگ ( 4 ) جافى جفا پيشه ( 5 ) استخفّ كوچك شمرد ( 6 ) استهان خوار شمرد
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 621 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى