حكمت 470 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به ياد دادن به نادان )
رشك بر علم است ايدل حبس كردن در صدور * غبطه آن باشد كه دارند انتقالش بر صدور
علم را تعقيب كن هر چند در صد فرسخ است * ورنه پيش روى تو فردا صراط و دوزخ است
1 نيست آنسان عهد و ميثاقى مؤكّد در ميان * در تعلّم بين معبود و گروه جاهلان
تا كه هست عهدى مؤيّد عالمانرا با خدا * بلكه اهل جهل را دارند با علم آشنا
( آن زمان با اهل جهل اين عهد گشته مستدار * كز طريق اهل علم آن را نموده استوار )
( عالمان بايست بر دارند گامى بس فراخ * جاهلان تا بلكه يابند از جهالت انسلاج « 1 » )
( در تعلّم جاهلان را نيز ، بايد اهتمام * جملگى باشند در اين راه مثبت پيشگام )
( ناهيا ) همّت نما و در تعلّم پيش ران * اشتياق افزا بهر آموزگار كاردان
حكمت 471 قال عليه السّلام : ( در نكوهش به رنج انداختن دوست )
دوستان را دل نرنجان بر مراد خويشتن * بلكه از خود شاد گردان ، بر مراد خويشتن
1 شرّ اخوان آن كسى باشد كه بارش مىكشند * جاى خير و فيض بردارى ، ضرارش مىكشند
( جمله ياران ، خويش را با اين روند دلپسند * لازم آيد وجههء خود را به سنجش آورند )
( حضرت سيّد رضى ، اين گونه دارد التزام * در خور اين مسئله ضمن اشارت در كلام )
( چون تكلّف باعث رنج است افزون از توان * در نظر زشت است اين رفتار ، بين دوستان )
( عامل اين رنج هم از دوستان بدتر است * جزو ياران به خود پرداز و آزار آور است )
با وجود رنج بر ياران ، ندارم بازده * بار خود بردار ( ناهى ) دوستانرا غم مده
هامش
( 1 ) انسلاج از پوست خارج شدن