تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
دوّمى آنكس كه در بغض و عداوت اوج زد * بحر مواّج خصومت ، در دل او موج زد با حديث حبّ و بغض از دير بازيم آشنا * جان خود را ( ناهيا ) با آن بسازيم آشنا

حكمت 462 از امام عليه السّلام از توحيد و عدل پرسيدند )

شد سؤال از عدل و توحيد از امام خوش مآل * پاسخى فرمود بر خواهندگانش ايده‌آل 1 عدل آن باشد كه آن را زنده دانى در امم * از طريق جهل و نادانى نسازى متّهم ( عدل از جائى كه استيناس دارد بر خدا * بر كسى شايان نباشد بد شمارد بر خدا ) ( گر كسى آن را بچسباند پلاك اتّهام * مىخورد پس گردن او داغ سخت انتقام ) ( شرح توحيد آن بود كه بر نيارى و هم خويش * چون نيابى غايت او را بدرك و فهم خويش ) ( گر گروهى روى ابعادى بسنجش آورند * پس خدا را در شباهت جاى انسان مىبرند ) ( ناهيا ) انديشه را دادم عروج و ارتقاء * گر چه هر انديشه‌اى شايان نباشد بر خدا

حكمت 463 قال عليه السّلام : ( در نكوهش بجا نگفتن و بى جا گفتن )

گر ترا حكمت نه باشد ، صمت بهتر كز بيان * ورنه حكمت را بدل محبوس كردى در نهان 1 با وجود حكمت و دانش خموشى ابلهى است * همچنان گفتار نادانان قصور و كوتهى است وقت گفتار از سخن ماندن تباهى آورد * از وجود مرد دانا ، ابّهت را مىبرد ( ناهيا ) با اين نصيحت قلب مردم شاد گشت * پيش از اين نيز عين اين فرمايش از ما در گذشت
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 617 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى