تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧

حكمت 410 قال عليه السّلام : ( در سود بردبارى )

اى خوشا آنكس كه او را بردبارى عادت است * با چنين خوى نكو ، فارغ ز رنج عسرت است بردبارى ، در نظرگاه امام بردبار * باشد انسانرا عشيره در فشار روزگار ( بردبارى پشتبان شخص باشد در حيات * مايهء آسايش است و فيض يا بى تا ممات ) تحت ظل اين صفت ، محبوب گردد بردبار * ( ناهيا ) گويا كه خويشانند او را در كنار
26 / 2 / 79 شمسى

حكمت 411 قال عليه السّلام : ( در بيچارگى انسان )

هر چه از بيچارگى گوئى ز انسان ، كمتر است * اين همان مخلوق ممتاز خداى داور است 1 او بسى بيچاره است و بىدوام و ناتوان * در حيات خويش بر فردا ندارد ائتمان مدّت عمرش نهان و از مرضها بىامان * ( در گذرگاه ملاحم مستجير و مستهان ) ثبت مىگردد تمام كرده‌هايش دمبدم * تا زمانيكه نهد در لحد گور خود قدم ( هيچ اعمالى از او را دست نسيان نسپرند * بلكه آنها را يكايك سوى ديوان مىبرند ) پشّه‌اى او را دهد رنج شبانه تا سحر * ( يا تبى او را دهد آزار جان و دردسر ) مىكشد او را گلوگيرى و دردى در دمى * ( آورد او را پريشانى و تنگى ، هر غمى ) با عرق بد بو و دلتنگ و مكّدر مىشود * ( با غم و افسردگى محزون و مضطر مىشود ) پس چنين موجود مفلوك و ضعيف و ناتوان * از چه رو اينقدر مغرور است و مست و تندران ) ( ناهيا ) ما تند رانديم و زمانى بعد از آن * رام گشتيم و غرور و ناز ، برديم از ميان