تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦

حكمت 409 كسى لسانا در حضور امام ، كلمه استغفار را گفت پس امام شرايط آن را بيان فرمود :

گر خدا حقّ است ، در ما غفلت و انكاريست ؟ * در طريق مكتب ما نفى استغفار چيست ؟ پيش مولى لفظ استغفار گفتا از رجال * پس چنين فرمود او را آن امام خوش مآل 1 ( لفظ استغفار را خالى چه بردى در زبان ) ؟ * مادر تو بر تو گريد چيست آيا متن آن ؟ آن مقام راد مرد و جايگاه مؤمن است * بهر آن شش معنى و مفهوم متقن ، ممكن است اوّلى حال پشيمانى ، به آنچه در گذشت * دوّمى تصميم ترك آن و ترك بازگشت سوّمى آن كه بپردازى حقوق خلق را * ( گر چه هم در خود نيابى ساز و برگ و دلق را ) تا بدان‌سان با خداى خويش يا بى التقاء * ( اين بود شرطى ز اشراط اميد و ارتجاء ) چارمى آنكه هر آنچه از فرايض داشتى * بر قضاء دادى و امّا سهل‌تر انگاشتى حقّ آنها را بجاى آرى ز روى اهتمام * ( تا رهائى يا بى از بند و كمند انتقام )
آنچه از لذّت حرام چشيده‌اى بايد به زحمت طاعت و محنت عبادت ، از خود بزدائى :
پنجم آنكه در وجود خود بياور انتظام * تا زدائى از لحومى را كه بوده از حرام لحم زائد را كه از لذّت بيامد بر وجود * در وجود خود بسوزان با گدازش هر چه بود تا به بجائى كه بچسبد پوست ، روى استخوان * تا برويانى لحوم تازه‌اى را در ميان ششم آنكه روى گردن بار طاعت بر نهى * پشت خود را بار سنگين اطاعت بر نهى آن زمان كه در وجودت اين شرائط جمع گشت * ( محفل و بزم وجود تو سراسر شمع گشت ) آنگهى گر لفظ استغفار گفتى در زبان * ( در حقيقت غنچهء همّت شگفتى در زبان ) ( با چنين انگيزه‌ها جبران ماضى مىكنى * كردگار خويش را از خويش راضى مىكنى ) ( ناهيا ) گر چه بنار معصيتها سوختيم * ليك قانون خدا را از على آموختيم
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 586 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى