تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
مىنمايد بر بلايايش دچار و مبتلا * بر سر انسان رساند هر مصيبت هر بلا مىكند از ما جدائى روى سرعت با شتاب * ( آفريند در وجود ما فساد و اضطراب ) ( گر نظر باشد دريغا بر من و تو زين هدف * بر مراد كس نبخشيد و نبخشد از شرف ) آنقدر خوار است و بيمقدار بيش كردگار * تا ندادش اولياء را اجر و اعداء را ضرار ( گر دهد آن را ثواب اولياى خود كم است * واى بر آنكه كه از فقدان دنيا در غم است )
ما در دنيا بسان كاروانيم و منتظر فرمان سر كاروان
2 اهل دنيا كاروانند و فرود افتادگان * منتظر بر امر و فرمان رئيس كاروان چندى آسودند ، آنگه وقت رحلت مىرسد * با صلاى كوچ نو پايان مهلت مىرسد كاروان آماده مىدارند بار و بار بند * تا چنين گويند ( ناهى ) كوله بار خود ببند

حكمت 408 امام عليه السّلام به فرزند دلبندش امام حسن ( ع ) وصيت مىنمايد كه بعد از خود ما ترك و ارث نگذارد

اى خوشا آنكس كه دارد كسب و كارى از حلال * تا فراهم كرده بر خود ، اعتبارى از حلال ( از حلال آورد و فرجاميد آخر در حلال * خويش را پيوند زد با آرمان ايده‌آل ) 1 اسوهء تقوى على ( ع ) آن راد مرد نامور * مىنگارد از ره تقوى وصيّت بر پسر اى پسر از مال دنيا و متاع اين جهان * بر حذر باش اينكه چيزى وا گذارى ديگران مىنهى اين ما ترك را بر يكى از اين دو مرد * آن بدان كه آخر از ايشان نخواهى سود كرد آن يكى در كار گيرد در طريق كردگار * مىشود خوشبخت با آنچه تو كردى وا گذار حال آنكه آنچه او گرديد با آن نيكبخت * ليك تو گرديده‌اى بدبخت و خوار و تيره بخت وين يكى در معصيت‌ها گيرد آن را روى كار * مىشود بدبخت با آنچه تو كردى وا گذار