مىنمايد بر بلايايش دچار و مبتلا * بر سر انسان رساند هر مصيبت هر بلا
مىكند از ما جدائى روى سرعت با شتاب * ( آفريند در وجود ما فساد و اضطراب )
( گر نظر باشد دريغا بر من و تو زين هدف * بر مراد كس نبخشيد و نبخشد از شرف )
آنقدر خوار است و بيمقدار بيش كردگار * تا ندادش اولياء را اجر و اعداء را ضرار
( گر دهد آن را ثواب اولياى خود كم است * واى بر آنكه كه از فقدان دنيا در غم است )
ما در دنيا بسان كاروانيم و منتظر فرمان سر كاروان
2 اهل دنيا كاروانند و فرود افتادگان * منتظر بر امر و فرمان رئيس كاروان
چندى آسودند ، آنگه وقت رحلت مىرسد * با صلاى كوچ نو پايان مهلت مىرسد
كاروان آماده مىدارند بار و بار بند * تا چنين گويند ( ناهى ) كوله بار خود ببند
حكمت 408 امام عليه السّلام به فرزند دلبندش امام حسن ( ع ) وصيت مىنمايد كه بعد از خود ما ترك و ارث نگذارد
اى خوشا آنكس كه دارد كسب و كارى از حلال * تا فراهم كرده بر خود ، اعتبارى از حلال
( از حلال آورد و فرجاميد آخر در حلال * خويش را پيوند زد با آرمان ايدهآل )
1 اسوهء تقوى على ( ع ) آن راد مرد نامور * مىنگارد از ره تقوى وصيّت بر پسر
اى پسر از مال دنيا و متاع اين جهان * بر حذر باش اينكه چيزى وا گذارى ديگران
مىنهى اين ما ترك را بر يكى از اين دو مرد * آن بدان كه آخر از ايشان نخواهى سود كرد
آن يكى در كار گيرد در طريق كردگار * مىشود خوشبخت با آنچه تو كردى وا گذار
حال آنكه آنچه او گرديد با آن نيكبخت * ليك تو گرديدهاى بدبخت و خوار و تيره بخت
وين يكى در معصيتها گيرد آن را روى كار * مىشود بدبخت با آنچه تو كردى وا گذار