( در ملاحم « 1 » سخت بيتابى نمايند اهل جهل * روى زارى مىكنند آن را براى خويش ، سهل )
( چاره چون در خود نمىبينند ، خامش مىشوند * آه و زارى و جزع ، ديگر فرامش مىشوند )
در مصيبت صبر اگر باشد ثوابى نيز هست * ( ناهيا ) ورنه بجاى آن عقابى نيز هست
حكمت 406 اين حكمت ، در خبرى ديگر اين گونه آمده كه حضرت به اشعث ابن قيس كه فرزندش مرده بود فرمود :
اشعث ابن قيس را اين گونه فرمود آن امام ( ع ) * آن زمان كه تسليت گفت آن زعيم نيكنام
1 گر شكيبائى كنى همچون اكارم « 2 » در بلاء * اى بسا اين برترى گيراتر آيد بر خدا
ورنه از يادش برى ، همچون بهائم زودتر * ( ضمن آن از اجر و پاداش هم نباشى بهرهور )
( ثلمه « 3 » را آخر تحمّل مىنمائى در فراق * مر ترا امّا نخواهد بود اجر اشتياق )
در مصيبت اجر خواهى صبر بايد هم كنى * از چه رو ( ناهى ) در اين سوداى نافع غم كنى
حكمت 407 قال عليه السّلام : ( در وصف و چگونگى دنيا )
گردش روز و گذشت ماه و گشت روزگار * جمله در كارند ، دائم طىّ حكم كردگار
1 زينت و آرايش دنيا فريبت مىدهد * ( ضمن اينكه از زر و گوهر بجيبت مىنهد )
هامش
( 1 ) ملاحم پيشامدها
( 2 ) اكارم جمع اكرم
( 3 ) ثلمه شكاف