تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
( گر بد است و ناپسنديده فرو بگذار زود * اى خدا هر كس چنين باشد بجانش صد دورد ) 1 صفحهء دل دفترى باشد براى ديدگان * ( هر چه ديدى مىنويس از راه دقّت روى آن ) ( روى امعان مىشوى دربارهء آن ديده‌رو * مىگزينى آنچه خير و مىگذارى آنچه شرّ ) كثرت انديشه و تحقيق ، در اين راستا * بر تو خواهد گشت ( ناهى ) رهنمون و رهنما

حكمت 402 قال عليه السّلام : ( در ستايش پرهيزگارى )

مرحبا بر اهل تقوى و رجال پارسا * در جهان بر نسل آدم رهگشا و رهنما 1 خلق را پرهيزگارى پيشواى خوىهاست * در طريق رهبرى فرمانرواى خوىهاست ) ( چون صفات نيك را بر دامن آن بسته‌اند * پايبندان چنين انديشه جمله رسته‌اند ) هاتف تقوى ، به دعوت خير خواهى مىكند * خاك راهش را ببوسم گر بناهى مىكند

حكمت 403 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به احترام نمودن به معلّم )

اى برادر ، تا توانى بهره بردار از ادب * خويش را گنجى ز ياقوت و گهر دار از ادب 1 تيزى قول و زبانت را نهان دار اندرون * ( گر بدانى خاطر آزارد نگهدار اندرون ) پيش استاد و معلّم بر زبانت قفل زن * آنچه ايشانرا دل آزارد نياور بر دهن آنكه تعليمت نمود و ره نشانت داد و رفت * ( آن بدان كه مرده بودى روح و جانت داد و رفت ) رهنمونت گشت در دنيا به راه مستقيم * گر بدانى باز كرده بر تو بابى از نعيم