تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
1 در خور قتل محمّد ، آنچه ما را رنج داد * غصّه‌هائى بود و اندوه فراوان در نهاد غصّه‌اى كه ما بدل داريم در اين ارتباط * بىتناسب نيست در آن قوم ظالم با نشاط ( با همان ميزان كه ما اندوه داريم اندرون ) * قلب ايشان نيز مملّو از سرور است از درون ) با چنين فرقى كه خود را با حسد آراستند * روى آن از حلقهء ما دشمنى را كاستند ليك ( ناهى ) ما به همّت از ميان بر خاستيم * در عوض ، از دوستان خود يكى را كاستيم

حكمت 318 قال عليه السّلام : ( دربارهء پذيرفتن بهانه )

داده ما را فرصتى بسيار ، حى لا يزال * تا كه ما آماده‌تر باشيم ، روز انتقال 1 آنچه از عذر است ، مقبول خداى ذو الجلال * باشد از اولاد و نسل ابن آدم شصت سال از گناهان گر كسى عنوان نمايد اعتذار * هست تا پايان آن مدّت ، قبول كردگار ( بعد از آنكه جسم در تحليل رفت و اوفتاد * بهر او ديگر نخواهد داشت سودى ، انقياد ) شصت رفته ( ناهيا ) هفتاد همچون در ره است * گر كسى از ماندگى بيرون نيامد گمره است

حكمت 319 قال عليه السّلام : ( در نكوهش پيروزى در راه غير خدا )

نيست پيروزى براى نسل آدم هر ظفر * بر ظفر كافيست آنچه شرع داند معتبر 1 هر كه او را فتح و پيروزى رسيده از گناه * نيست پيروزى مر او را جز خطا و اشتباه هر كه از راه خطا پيروز گردد بر كسى * بر تن خود كرده از خشم الهى ملبسى