ايشان از شيطان مكّار اطاعت كردند و از نفس امّاره تبعيت نمودند . و سر انجام بمضجع « 1 » بدبختى غنودند
2 گفت ، شيطان مضّل و آرزوهاى طويل * نفسهاى سركش و انديشههاى بىدليل
3 نفس امّاره به آمال و امانى « 2 » وعده داد * تا كه ايشانرا بسوى تيره بختى ره گشاد
روى ايشان راه طغيان و معاصى بر گشود * ( دست ايشانرا تهى كرد از معانى هر چه بود )
عاقبت اين ناكسان را بر كشاكش وا گذاشت * ( ناهيا ) با كيفرى افزون ، به آتش وا گذاشت
حكمت 316 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به دورى از گناهان )
از صغائر دور باش و از كبائر دور تر * از ملاهى رويگردان ، از مناهى بر حذر
1 از گناهان خدا پرهيز بايد ، در نهان * چون گواه آن خداوند است ، شاهد بر نهان
حاكم است و در حكومت مستدام و پايدار * بىنياز است از گواهى در نهان و آشكار
گر گناهى را گواهى نيست و شاهد از انام * روز محشر شاهدى دارد بنام ذو انتقام
شاهدى كه هستيش بىابتدا و انتهاست * ( ناهيا ) آن هستى مطلق مسمّى بر خداست
حكمت 317 هنگاميكه خبر كشته شدن محمد ابن ابى بكر رضوان اللّه عليه بوسيله طرفداران معاويه به امام رسيد محزون و غمگين شد .
آن زمان كه گشت از قتل محمّد با خبر * با تأسّف داد بر اهل بصيرت اين نظر
هامش
( 1 ) مضجع خوابگاه
( 2 ) امانى آرزوها