( تنگ شد موسى از اين گفتار ناباب از درون ) * نازل آمد آيهاى با نام قوم تجهلون ( اعراف آيه 138 )
يا على با آيهاى دادى جواب مدّعى ) * پيش از اين ، اين داستانرا خوانده بودم ( ناهيا )
حكمت 310 به امام عليه السّلام گفتند بچه وسيله در كارزار بر دليران تسلّط يافتى
آن حضرت
دوست مىدارد شجاعت را خداوند از انام * سيّما « 1 » از آل پيغمبر ( ص ) تبار آن امام
( پرسشى آمد از آن قطب دو عالم اين سؤال * كز كجا دارى به اقران « 2 » ، برتريّت در قتال ) ؟
( علّت پيروزى تو در ميان كارزار * در كدام انگيزه باشد پايدار و استوار ) ؟
( هيبتى كه بود در سيماى پاك آن جناب * طىّ ايمائى ، بدان پرسنده ، فرمود اين جواب )
1 هر كه در ميدان جنگ افتاد با من در نبرد * بر زيان خويشتن كانون يارى گرم كرد
( آن زمان كه ديده را بر هيبت من بر گشود * ترس من اميّد را از راستايش در ربود )
حضرت سيّد رضى اين گونه دارد در نظر * در خصوص ايدهء خود با امام دادگر
مىشود بر هيبت او هر يلى « 3 » دل باخته * ( آن زمان بيند كه تيغ تيز بر سر تاخته )
( يا على تنها ندارى در شجاعت برترى * بلكه در اوصاف انسانى گرامى گوهرى )
( ناهيا ) وصف على با وحى نازل گشته است * گر چه انسان و ملائك نيز قائل گشته است
هامش
( 1 ) سيّما مخصوصا
( 2 ) اقران همتايان
( 3 ) يل پهلوان