تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
( تنگ شد موسى از اين گفتار ناباب از درون ) * نازل آمد آيه‌اى با نام قوم تجهلون ( اعراف آيه 138 ) يا على با آيه‌اى دادى جواب مدّعى ) * پيش از اين ، اين داستانرا خوانده بودم ( ناهيا )

حكمت 310 به امام عليه السّلام گفتند بچه وسيله در كارزار بر دليران تسلّط يافتى

آن حضرت
دوست مىدارد شجاعت را خداوند از انام * سيّما « 1 » از آل پيغمبر ( ص ) تبار آن امام ( پرسشى آمد از آن قطب دو عالم اين سؤال * كز كجا دارى به اقران « 2 » ، برتريّت در قتال ) ؟ ( علّت پيروزى تو در ميان كارزار * در كدام انگيزه باشد پايدار و استوار ) ؟ ( هيبتى كه بود در سيماى پاك آن جناب * طىّ ايمائى ، بدان پرسنده ، فرمود اين جواب ) 1 هر كه در ميدان جنگ افتاد با من در نبرد * بر زيان خويشتن كانون يارى گرم كرد ( آن زمان كه ديده را بر هيبت من بر گشود * ترس من اميّد را از راستايش در ربود ) حضرت سيّد رضى اين گونه دارد در نظر * در خصوص ايدهء خود با امام دادگر مىشود بر هيبت او هر يلى « 3 » دل باخته * ( آن زمان بيند كه تيغ تيز بر سر تاخته ) ( يا على تنها ندارى در شجاعت برترى * بلكه در اوصاف انسانى گرامى گوهرى ) ( ناهيا ) وصف على با وحى نازل گشته است * گر چه انسان و ملائك نيز قائل گشته است
هامش
( 1 ) سيّما مخصوصا ( 2 ) اقران همتايان ( 3 ) يل پهلوان
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 521 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى