تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
كاتب خود را چنين گفت آن امام پاكباز * يعنى فرزند ابى رافع كلامى دلنواز 1 ( حفظ كن تا حدّ استعلاء ، ثبات خويش را ) * تا توانى پاك كن رنگ دوات خويش را ( تيز كن نوك مداد خويشتن را ) هم دراز * ( تا شود در خوشنويسى كار و بارت كار ساز ) انتخاب‌آور ميان سطرهايت انفصال * حرفها را با رديفى خوش ، بدون اتصّال سطرها را منفصل كن حرفها را نزد هم * آن زمان باشد نوشتارت جميل و منتظم كاتبان را اين روش از هر روندى اجدر است * ( ناهيا ) در خوشنويسى اين سليقه بهتر است

حكمت 308 قال عليه السّلام : ( دربارهء منزلت خود )

رهروان را گر نباشد پيشوا و راهبر * در طريقت مىشوند هر دم ملاقى « 1 » با خطر 1 من رئيس مؤمنينم ، پيشواى مسلمين * ليك دارائى و ثروت پيشواى مجرمين من هدايت مىنمايم رهروان را بر بهشت * او ولى محروم و خارج مىنمايد از سرشت من بسوى جنّت عظمى هدايت مىكنم * از شرارتهاى دهر دون كفايت مىكنم ليك آن فجّار را سوى تباهى مىكشد * كوى بدبختى و جهل و روسياهى مىكشد
سيّد رضى رحمة إله عليه گويد كه حضرت چنين فرمايد
مؤمنين دارند از من اتّباع و پيروى * همچو بدكاران ز دارائى فسوق « 2 » و كجروى مثل اينكه « 3 » نحل ، از يعسوب « 4 » دارد اتباع * ( ناهيا ) فجاّر را باشد خصالى از سباع
هامش
( 1 ) ملاقى ملاقات و بر خورد كننده ( 2 ) فسوق در گناه تظاهر نمودن ( 3 ) نحل زنبور عسل ( 4 ) يعسوب ملكهء زنبور عسل