حكمت 309 در سرزنش يكى از يهود
كه به امام ( ع ) گفت : شما مسلمانان پيغمبرتانرا دفن نكرده بوديد كه دربارهء او اختلاف نموديد .
اى بسا جاسر « 1 » كه باشد در جسارت پيشگام * آنقدر كه مىكند اظهار ايراد از امام
گفت او را از ره ايراد ، مردى از يهود * از طريق خردهگيرى اين سخن را در ورود
از شما در خاطر ما نكتهاى بود از خلاف * دفن ناكرده رسول ( ص ) خويش كرديد اختلاف
( قبل اينكه بسپريد او را امانت زير خاك * موج زد در بين مردم ، اختلافى دردناك )
آن امام بردبار و آن جناب مستطاب * داد او را ضمن تذكار « 2 » و تذكّر اين جواب
1 در خور پيغمبرى جز ائتلاف ما نبود * آنچه ديدى يا شنيدى اختلاف ما نبود
بلكه آنچه اختلافى بود ما را در ميان * در خصوص جانشينان بود و آمد بر ميان
ليك آنگه كه شما از بحر بيرون آمديد * ( گوش عالم از شما صوت تجاهل « 3 » مىشنيد )
با رسول خويش كرديد اختلافى آشكار * تا شما را آيه نازل كرد حى بردبار
هنگاميكه شما از چنگال فرعونيان نجات يافتيد و فرعونيان غرق گشتند و با مشاهده آن همه آيات و بينّات توحيد ، باز به موسى گفتيد
لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً
سوره بقره آيه 52
( آن زمان كه غرق شد فرعون ، در نيل اندرون * گشت آنگه پايتان از بند دام او برون
( اينهمه آيات را ديديد و همچون بينّات * باز هم بر موضع موسى نكرديد التفات )
( روبرو گشتيد آنگه با گروهى كه نرست * ادّعا كرديد ناحق ، بر رسول حق پرست )
( با هم آورديد موسى را به سختى بر ستوه * خواستيد از او خدائى چون خداى آن گروه )
هامش
( 1 ) جا سر جسارت كننده
( 2 ) تذكار يادآورى
( 3 ) تجاهل خود را به نادانى زدن