تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠

حديث 8 گفتار مبارك آن حضرت كه مقدّمهء اين حديث است در اوائل خطبهء 23 دربارهء رشك نبردن است

گر حسودان را نياز افتد رسيدن بر مراد * از چه رو خواهند محو نعمت كس در نهاد ؟ 1 لازم است او را كشد با ديدهء باز انتظار * تا برويش باب استغناء گشايد روزگار تا به روزى كه ، نشيند بر سرير بخت خويش * دورهء سخت پريشانى به بندد درخت خويش منتظر باشد بسان ياسرى « 1 » كه باخته * اوّل شب ، جندنا كامى بسويش تاخته ( ليك با اين وضع ناكامى نگشته نااميد * منتظر مانده كه شايد پيك اقبالش رسيد ) ( او ندارد جانب ياران نگاهى از حسد * بلكه اميّدش بدان ماند كه بختش مىرسد ) ( در قمار باز اين صفت تدبير باشد بر حسود * گر نينديشد ، از اين تدبير و انديشه چه سود ) ( او نبايد خلق را آزار بخشد با نظر * بلكه بايد منتظر باشد به صبحى از ظفر )
سيّد رضى رحمة إله مزيد بر اين حديث شريفه مىفرمايد الياسرون كه در اين حديث است عبارتند از كسانى كه اشترى را نحر مىنمودند و بر سر آن تيرهاى قمار به كار مىگرفتند و ( فالج ) كسى است در قمار زبردستى دارد
( ياسرون ) آنان كه با هم كام جويند از قمار * برد را هر كس به نفس خويش دارد انتظار ( فالج ) « 2 » آنكس كه زبردستى نمايد در قمار * در ميان ديگران در برد دارد اشتهار ( ناهيا ) اين پند حضرت بر حسودان نعمت است * گر ز غفلت بر نگردند آشكارا نقمت است
نظر حضرت ( ع ) از اين حديث آن باشد كه حسودان نبايد جهت تسكين خاطر زوال نعمت و دولت ديگران را آرزو نمايند بلكه بايد انتظار كشند و ديدهء اميد بگشايند كه روزى مانند قمار باخته به آرزو دست يابند و عروس كام را به آغوش
هامش
( 1 ) ياسر آسان طلب و قمار باز ( 2 ) فالج در عرب كسى كه زبردست و غلبه كننده است