تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
حضرت سيّد رضى مؤلّف نهج البلاغه رحمة الّه عليه در مورد اين حكمت و حديث چنين نظر مىدهد .
ارزش اين پند انسان ساز و و الا از على ( ع ) * هست اندر قلب هر انسان منصف ، منجلى غازيان را دورى از زن ، شيوهء ارزنده است * اين طريق عاقلانه شيمهء « 1 » رزمنده است فكر غازى گر بماند وقت دعوا پيش زن * زودتر مغلوب گردد گر چه باشد پيلتن چون كه بازوى حميّت را بسستى مىكشد * دست غازى راز استيلاء و چستى مىكشد در عزائم ، ضعف و استخفاف آرد بر وجود * مرد را افسردگى ايجاد سازد در وجود باز مىدارد ز كوشش در ميان كارزار * مىكشد پشت شجاعت را به خاك اضطرار گهگهى منجّر گردد بر هزيمت يا فرار * مىكند پاى عزيمت راز ميدان بر كنار
در كتاب غرر الحكم طىّ كلمات قصار على ( ع ) آمده . الاستهتار بالنسّاء شيمة النّوكى يعنى زن بازى و دل بستن به زنان كار مردم فرزانه نيست
هر كه از چيزى بنفس خود نمايد امتناع * عاذب‌اش گويند مردم در ميان اجتماع آنكه از خوردن به نحوى مىنمايد اجتناب * ( ناهيا ) او را عذوب و عاذبش خوان در خطاب
و از اين جهت پسر مجّرد را در عرب عذب گويند نيز از اين مناسبت است و آنچه در اين حديث ( اعذبوا عن النّساء ما استطعتم ) آمده يعنى خود را از زنان مجّرد نمائيد در زمان جنگ ، تا حميّت و شجاعت‌تان دستخوش اميال نباشد .
هامش
( 1 ) شيمه خلق و طبيعت