( باش محكم در دفاع و از حريفان بر نگرد * اين بود ، مردانگى و استقامت در نبرد )
گر مبارز خواستند ، آنگه كمر زن بر ميان * ورنه كس را بر نبرد خويش بر ميدان مخوان
آن كسى كه ، خود مبارز خواند اندر كارزار * او ستمكار است و پيش من ندارد اعتبار
ظالمان را كيفرى باشد نهانى در كمين * او به زودى ، روى خاك افتد بخوارى بر زمين
( مىنويسد در كتاب ، علّامه ، ابن بوالحديد * آن چنان كه گشته از گفتار مولى مستفيد )
( ما نداريم اطلّاع از آن امام خوش مآل * بهر جنگ خود مبارز خوانده باشد در قتال )
ليك گر او خوانده مىشد ، با مبارز بهر جنگ * ( ناهيا ) مىرفت آنگه ، سوى دشمن بىدرنگ
حكمت 226 قال عليه السّلام : ( در پارهءاى از خوىهاى نيك زن )
طرفهء پندى نيك فرمود آن امام خوش سخن * در خصوص پارهاى از خوىهاى نيك زن
1 آن خصالى كه به زنها بهترند و ايدهآل * بدترين خوهاى مرداناند ، در جمع خصال
كبر و جبن و بخل باشند از خصال ناپسند * در خور زنها ولى شايستهاند و دلپسند
پس اگر زن ، كبر ورزد جز به شوهر ، بهتر است * بهر زن ، اين خصلت نيكو و برتر ، بهتر است
اين صفت زن را به نيكوئى نمايد وا نمود * بر اساس آن نيارد بر اجانب سر فرود
گر بخيل و زفت باشد اين صفت هم بهتر است * در چنين صورت حفيظ مال خويش و شوهر است
گر زنى ترسان بود از رويداد روزگار * خويشتن را سازد از هر صحنه سازى بر كنار
بر حذر باشد ز بد نامىّ خويش و شوهرش * ( ناهيا ) او را گران باشد بهاى گوهرش