تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
روى مهر و مهر ورزى دست او را بر گرفت * رو به صحرا برد و حين آن حديثى سر گرفت از درون سينه آهى حسرت‌آور بر كشيد * بعد از آن ، در حقّ دانشمند فرمود اين نويد 1 فاحفظ « 1 » عنّى ما اقول ، يا كميل ابن زياد * ( تا ترا ماند بعنوان علوم مستفاد ) 2 بر سه دسته منقسم گرديده‌اند و ضمن آن * لفظ النّاس ثلاثه ) اينكه مردم در جهان ما بقى ، اتباع هر آواز خوان بىوقار * عالم ربّانى و دانش پژوه هوشيار عامل هر زشتى و از شأن انسانى بدور * ( قوم نادان و نفهم و بىثبات و بىشعور با سيه بختى پى هر تند بادى مىروند * ( با هوسبازى ، بهر قوم و گروهى پيروند نى شدند از نور دانش بهره‌مند و مستفيد * ( نى به ايشان نور بحت از جلوه‌گاهى بر دميد ) ( نى ملاذى ، ملجأى ، يا پايگاهى استوار ) * تكيه‌گاهى هم ندارند آنچنانى پايدار بلكه پاى عزم اين وارونه بختان در كمند ) * ( نيستند آنسان كه بايد بر عقايد پايبند 3 فاحفظ عنّى ما اقول ، يا كميل ابن زياد * ( تا ترا ماند بعنوان علوم مستفاد ) ( آنچنان كه اهل دانش را عيان است اين مقال ) * علم را مىگويمت من باب حكمت به ز مال حافظ جان تو باشد از عقاب آن جهان * علم ، حفظت مىنمايد از بلاى جاودان ( ورنه خواهد گشت با اندك بهانه ، پايمال ) * مال را امّا تو بايد حفظ دارى از زوال مىگرايد ، با عطا و بذل و بخشش بر زوال * علم ، با تعليم ، افزونى پذيرد ، ليك مال با زوال و انهدام آن ، ملالت يافته * و آنكه با اموال و دارائى جلالت يافته گوهرى در عمق دلها ، پربها و بىنظير * علم ، ليكن عبرت آموز است و نقصان ناپذير 4 فاحفظ عنّى ما اقول ، يا كميل ابن زياد * ( تا ترا ماند بعنوان علوم مستفاد ) ( فخر ملّت‌هاست جانا ، دير پائى با علوم ) * جز و دين كردگار است آشنائى با علوم پيروى و طاعت از دين رسول مصطفاست ( ص ) * با وجودش روز رستاخيز پاداش و جزاست عالمان دارند و بس ، احدوثه‌هاى بىنظير * در چنين دنياى فانى در قبال مرگ و مير ( بر منال و مال و مكنت قاهرانه غالب است ) * علم فرمان مىدهد ، هر برترى را طالب است
هامش
( 1 ) فاحفظ عنّى ما اقول حفظ كن آنچه را كه مىگويم
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 399 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى