تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧

حكمت 80 قال عليه السّلام : در رابطه با مردى كه در ستودن آن بزرگوار مبالغه نموده در حالى كه به آن حضرت عقيده نداشت ( براى آموختن روش فروتنى ) فرمود

در خصوص مدح گويان بحث فرمود آن امام ( ع ) * بر ستايشهاى بى جا گفت مردود آن امام ( ع ) آن كسى كه در ستودن دست بالا برده بود * و آن امام خوش لقاء را جاهلانه مىستود حال آنكه بهر او چشم عقيده كور بود * همّت رهبر شناسى نيز از وى دور بود ( در خصوص او چنين فرمود امام با وقار * كاعتبار آن نگنجد در ظروف روزگار ) 1 ( آنچه گفتى در خور مدح رسول ( ص ) و كردگار ) * من ز آن پائين‌تر هستم در شئون و اعتبار ليك بس بالاترم از آنچه در من ديده‌اى * بابت قرب مقامم با خود انديشيده‌اى مدح بى مورد ندارد محتوائى جز ملال * دست زن ( ناهى ) بكارى كه پذيرند اهل حال

حكمت 81 قال عليه السّلام : ( در بقاى نسل و فرزندان نيكان )

از عجائب ، نكته‌اى فرمود ما را آن امام ( ع ) * كاعتبارش مىرسد بر زبدگانى از انام 1 ماندهء شمشير تيز عرصه‌هاى كارزار * از تناسل اكثر است و از تعدّد ماندگار ( آن كسانى كه ز ميدان نبرد و اجتهاد * زنده برگشتند با فخر و شرافت بر بلاد ) از لحاظ عدّه بسيارند و عدّه پايدار * بابت اولاد نيز افزون و بيش و بيشمار ( همچو فرزندان مولانا حسين ابن على ( ع ) * پيروانش همچنان در چشم عالم منجلى ) ( بر خلاف دشمنان فتنه‌جو و كينه‌توز * كرده ايشان را وفور فتنه خواهى تيره روز ) با وجود كثرت انبوه و افزون در جهان * كو از ايشان ( ناهيا ) نام و نشانى در ميان ؟