نامهء 10 از نامههاى آنحضرت نيز بمعاويه
( كه در آن او را از زشتكارى سرزنش نموده و موعظه فرموده و از عواقب گناه ترسانده .
1 يا ابن بو سفيان چه خواهى كرد چاره آنزمان * كز تو بر دارند ناگه ، پردههاى اين جهان
( پردههاييكه گرفته پيش چشم و گوش تو * وقف كرده كلّ احساسات و عقل و هوش تو )
پس چنين دنيا كه خود را بر تو زينت داده است * هر زمان با مكرو حيله بر فريب آماده است
دعوت او را پذيرفتى ، براى دوستى * ( ليك او خوارت بخواهد كرد جاى دوستى )
پيش رويت خودنمائى كرد و افسوس ، روى ناز * وه كه تو بر ناز و افسونش نمودى ديده باز
بر تو فرمان داد ، از راه ريا و احتيال * پيروى كردى ، زروى اتّباع و امتثال )
( پس چه خواهى كرد با آن جرم سنگين و ثقيل * آن زمانكه ادّعاها گشت پوچ و بيدليل )
اى معاويه : بر حذر باش از روزيكه ، باز دارنده ، صاحب قدرت قاهره است و نجات دهنده ، فاقد فرصت ظاهره .
2 عنقريبا ، باز دارنده فرا خواهد رسيد * بهر بيدارى ، خروشى سخت خواهد بر كشيد
( اين خروش سخت ميخواهد بسوى كيفرت * تا چه خواهد گشت آخر ماجراى محشرت )
باز دارنده ترا آنگونه دارد سيطره * كز رهائى بخش خواهد برد قدرت يكسره
پس بيا اكنون بايقان دست بردار از هوس * خويش را آمادهتر كن بر حساب باز پس
زود ، دامن بر كمر زن ، بهر سختىهاى مرگ * ( چونكه هر دم بر زمين افتد ز شاخ عمر برگ )
دور كن از خويش ، مروان حمار و ابن عاص * مسمع خود را مده بر ياوه گوئى اختصاص