در تبانى ، نقش استيصال ديدم در قريش * تا كنند از ريشه ، بنيان رسالت روى طيش
نقش اين توده همان قتل پيمبر بود و بس * ( در نظر بر خرمن ما نارواخگر بود و بس )
امن را از ما باستمرار ، ممنوع داشتند * خوف را بر خاندان ما روا پنداشتند
كوچمان دادند اجبارا به شعب بىعلف * ساليان ممنوعمان كردند بى جا از هدف
خرمن امنيّت ما را به آتش سوختند * نار جنگ نابرابر بهر ما افروختند
( طىّ سال هفتم بعثت چنين شد ماجرا * شعلهها برخاست از نار عداوت بر فضا )
ما بعزم ايزد بينا و دانا ، در هدف * شرّ دشمن را از او كرديم ، دور بر طرف
از حريم حرمت او دور كرديم هر بدى * تا نيفتد قصد بد بر آن رسول سرمدى
مؤمن ما از خدا پاداش پشتيبانى از پيمبر را مىطلبد و كافر ما به جهت خويشاوندى با آن بزرگوار ، به او حمايت مىكند .
2 مؤمنان خواهند اجر پشتيبانى از خدا * ز آنچه آوردند ايمان بر رسول مصطفى ( ص )
كافر ما روى خويشى و قرابت با رسول ( ص ) * طالب حقّ حمايت از خداى لا يزال
( يارى او بر پيمبر بود و حتّى بهر جيش * آنچنانكه با پيمبر هر دو بودند از قريش )
از قريش آنكس كه او ايمان بحقّ آورده بود * در دل اندر شمّهاى پروا ز كفّارش نبود
بر اساس اينكه عهدى در ميان بود و قسم * ( يا كه پيمانى مقرّر ، با شروطى منتظم )
يا بنائى بود از قومى و خويش در ميان * ( زين جهت بودند از كشتار حتمى در امان )
چون فرمان خدا ، براى جنگ با مشركين صادر ميشد ، آتش جنگ افروخته ميگشت و مردم از بيم جان باز ميايستاد . آنگاه رسول بزرگوار اهل بيت خود را جلو ميفرستاد .
3 صادر آمد تا براى جنگ ، امر كردگار * بين اهل كفر و ايمان سخت ميشد كارزار
باز ميايستاد خلق از ترس و بيم جان خويش * تا پيمبر اهلبيت خويش را ميخواند پيش