( در محاذات همند اكنون صلاح و غير حقّ * تا در اين ميدان ، كه باشد بر عقوبت مستحقّ )
5 اينكه از من قاتلان مرد سوّم خواستى * ( بهر اخذ خون عثمان نابجا برخاستى )
در چنين كار مهمّ انديشه كردم بيشتر * ( ارزيابى را در آن ، از ريشه كردم بيشتر )
در صلاح من نخواهد بود استردادشان * ( در نظر افزونتر آيد عدّه و اعدادشان )
( در سخنها خود به اين موضوع اشارات داشته * مطلب روشنترى با اين عبارت داشته )
( من كجا خواهم گرفت از خون عثمان انتقام * چونكه هستند آن گروه ، در صولت خود مستدام
( جملگى را در توان پندار نى كه ناتوان * بعد از آن هم از ره تهديد فرمود ايت بيان )
امام عليه السلام ، خطاب بمعاويه ، در مورد قتلهء عثمان چنين فرمود .
6 از خصومت گر نگشتى باز و همچون از ضلال * زير پاى خصم خواهى گشت زودا پايمال
زود ، آنها را همى يا بى كه جوياى تواند * ( از ره ايذاء و استيضاح ، پوياى تواند )
( اين چنين جويائى و پويش ترا در بحر و دشت * در تكلّف بر نيندازد به درد سرنوشت )
در قبال تو آيند ، روى اهتمام * در چنين اقدام جدّى هست بوى انتقام
اين چنين جستن نخواهد داشت شادى و سرور * جز كه بر تو خواهد افزود اشك حسرت با ثبور
( آنچنان ردّ ترا گيرند ، گوئى اى دريغ * ردّ ميشد از سرم اين تند باد و ابر و ميغ )
تهنيت بر آن كسى باشد كه بر آن لايق است * ( اى خوشا بر آن كسى كه بر شدائد فائق است )
( ناهيا ) اندرز مولى را به گوش جان شنو * ورنه اين اندرزگوئى را رها كن پس برو
پايان نامهء 9