تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
آن كسى كه امر بالمعروف كرد و نهى نيز * با مجاهد همدم است و با معاند در ستيز در چنين صورت كه او از ناهيان منكر است * بينى اهل ريا بر خاك ذلّت اندر است در حقيقت آنكه در گفتار باشد راستگو * آنچه بر او واجب است انجام داده بس نكو و آن كسى كه فاسقانرا دشمنى ورزد بجا * خشمگين گرديده بر ايشان بخشمى از خدا پس خدا خواهم خشم مىگيرد براى او همى * ( مىنهد بر روى زخم او ز منّت مرهمى
كفر نيز مانند ايمان داراى دعائم اربع و ستونهاى چهارگانه است
6 در تعمّق ريشه دارد پايهء اوّل كه آن * چهرهء خود مىكشد در كنجكاوى بر ميان كنجكاويهاى پوچ و بىاساس و نابجا * نوشد آب كفر از مردابهاى گندزا ) دومى نيز آب تكفير از تنازع مىخورد * ( بار افرط تكابر ، روى شانه مىبرد ) پيرو آن دست دارد با كشاكش در نزاع * بر مشام آيد ز وى بوى نزاع و انتزاع سوّمى زيغ است و اعراض از حقيقت بر زهوق « 1 » * ( اين همان در حال تفريط است و بيرون از حقوق ) ( دست بردارى بتفريط است و دورى از احقّ * پيرو آن نيز باشد بر عقوبت مستحّق ) پايه آخر شقاق است و خلاف حّق و دين * ( ثبت شد بر طالبش مهر تمرّد بر جبين )
شرح راههاى چهارگانهء كفر بطرح ذيل ، آنگونه كه امام عليه السّلام بصراحت فرموده است .
آن كه او بر كنجكاويهاى بى جا دست زد * دست بر اقدام ناباب و پليد و پست زد و آنكه از راه تكابر بر نزاع پرداخته * ( در جهالت خويش را محصور و مسجون ساخته ) كورى او در جهالت مستدام و دائم است * ( از طريقت دور و در كسب حقيقت نائم است ) آن كسى كه از حقيقت دست خود را بر كشيد * هر پليدى پيش او خوب است و خوبيها پليد
هامش
( 1 ) زهوق راه باطل پيمودن