تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
هر كه بينا گشت ، راه علم بر خود بر گشود * علم نيز او را همى دارد به حكمت وانمود و آن كه حكمت يافت با اندرزهاى دلنشين * آنچنان باشد كه با پيشينيان است همنشين ( حال آنها را شنيد و ديد و همچون آزمود * پس رهى هموار و روشن بر معاد خود گشود )
ستون سوّم از دعائم و پايه‌هاى چهارگانه ، عدل و داد است كه همانند دعائم قبلى از چهار شعبه بشرح ذيل تشكيل يافته
4 از دعائم ، عدل باشد پايهء سوّم كه آن * ( مردمانرا سايه‌اى گسترده باشد از امان ) شعبه‌هائى دارد همچون شاخه‌هاى يكدرخت * بهره مىگيرند از آنها انام نيكبخت اوّلى در فهم و استدراك ، دقّت كردن است * دوّمى در واقعيّت غور و همّت كردن است سوّمى حكم نكوى استوار و پايدار * آخرى ، در بردبارى ، عزم و جزم استوار روى انديشه آنكه در درستى غور داشت * راه هموار حقيقت را به خوبى بر گماشت آنكه در راه حقيقت گام بردارد به پيش * حكم نيكو مىدهد در ارتباط خلق و خويش و آن كه باشد بر مراد دل صبور و بردبار * ( در وظيفه بر نخواهد گشت روى اقتصار « 1 » ( مردمان دارندش از او اعمال نيكو انتظار * پس چنين كس در ميان خلق يابد اعتبار )
ستون و پايهء چهارم از دعائم چهارگانه جهاد است كه از چهار شعبه تشكيل يافته
5 پايهء پايانى آن پايه‌هاى استوار * پايه و ركن جهاد است و نظام كارزار شعبه‌هائى دارد همچون شعبه‌هاى شطّ و رود * ( زارعان را بهره دارد در مجارى « 2 » با ورود ) بخشى از آن امر بالمعروف و نهى از منكر است * ( اين صفت در اهل ايمان از صفات برتر است ) سوّمى صدق است و در گفتار ، نيكو بودن است * ( ضمن آن بر اعتبار شأن خود افزون است ) دشمنى با زشت كاران نيز بخش آخر است * ( عاملان را كردگار آفرينش ناصر است )
هامش
( 1 ) اقتصار كوتاهى ( 2 ) مجارى مجراها