هر كه بينا گشت ، راه علم بر خود بر گشود * علم نيز او را همى دارد به حكمت وانمود
و آن كه حكمت يافت با اندرزهاى دلنشين * آنچنان باشد كه با پيشينيان است همنشين
( حال آنها را شنيد و ديد و همچون آزمود * پس رهى هموار و روشن بر معاد خود گشود )
ستون سوّم از دعائم و پايههاى چهارگانه ، عدل و داد است كه همانند دعائم قبلى از چهار شعبه بشرح ذيل تشكيل يافته
4 از دعائم ، عدل باشد پايهء سوّم كه آن * ( مردمانرا سايهاى گسترده باشد از امان )
شعبههائى دارد همچون شاخههاى يكدرخت * بهره مىگيرند از آنها انام نيكبخت
اوّلى در فهم و استدراك ، دقّت كردن است * دوّمى در واقعيّت غور و همّت كردن است
سوّمى حكم نكوى استوار و پايدار * آخرى ، در بردبارى ، عزم و جزم استوار
روى انديشه آنكه در درستى غور داشت * راه هموار حقيقت را به خوبى بر گماشت
آنكه در راه حقيقت گام بردارد به پيش * حكم نيكو مىدهد در ارتباط خلق و خويش
و آن كه باشد بر مراد دل صبور و بردبار * ( در وظيفه بر نخواهد گشت روى اقتصار « 1 »
( مردمان دارندش از او اعمال نيكو انتظار * پس چنين كس در ميان خلق يابد اعتبار )
ستون و پايهء چهارم از دعائم چهارگانه جهاد است كه از چهار شعبه تشكيل يافته
5 پايهء پايانى آن پايههاى استوار * پايه و ركن جهاد است و نظام كارزار
شعبههائى دارد همچون شعبههاى شطّ و رود * ( زارعان را بهره دارد در مجارى « 2 » با ورود )
بخشى از آن امر بالمعروف و نهى از منكر است * ( اين صفت در اهل ايمان از صفات برتر است )
سوّمى صدق است و در گفتار ، نيكو بودن است * ( ضمن آن بر اعتبار شأن خود افزون است )
دشمنى با زشت كاران نيز بخش آخر است * ( عاملان را كردگار آفرينش ناصر است )
هامش
( 1 ) اقتصار كوتاهى
( 2 ) مجارى مجراها