آن يكى را گر يكى مشمول دارد بر عذاب * يا يكى را دگرى ، از خشم گيرد بر عذاب
يا گروهى سبّ گويد بر گروه ديگرى * پس نيايد در نظر بر عهد ، سنگين باورى
بين قومين ار بود عنوان خوارى در ميان * اين فضاحت بر نيارد نقض پيمان بر ميان
بر چنين پيمان و عهد پايدار و استوار * جمله مردم ناظر آيد ، ناشكيب و بردبار
غائب و حاضر ، عموما اهل جهل و اهل علم * بىسواد و ابله و اهل جدال و اهل حلم
ايشان ، با اين عهدنامه پيمان خدا را امضاء كردند ، كه انصراف از آن مايهء خذلان است و نشانهء طغيان .
با چنين عهدى كه شد در بين ايشان برقرار * در حقيقت گشت عهدى ، با خداوند استوار
پس چنين پيمان كه شد معقود ، بين چند قوم * در خور ايزد اداء گرديد ، دين چند قوم
چونكه روز واپسين از عهد ايزد پرسش است * واعجب قوميكه از ايشان قبول پوزش است
كاتب اين عهدنامه ( ناهيا ) مولى عليست ( ع ) * زين جهت نور تعهّد در عذارش منجليست ( ع )
پايان نامهء 74