نامهء 74 از عهدنامههاى آن بزرگوار ، كه براى قبيله ربيعه و اهل يمن مرقوم فرموده
( كه ايشانرا به پيروى از قرآن و رعايت اتّحاد دعوت نموده ) و از هشام ابن سائب كلبى در سال 206 هجرى نقل شده است .
1 ( مىكنم آغاز اين پيمان بنام كردگار * متّكى بر پايهء قرآن ، بنام كردگار )
روى آن گرد آمدند اجماع سكّان يمن * قومى از شهر و گروهى از بيابان يمن
آمدند همچون در آن ، قوم ربيعه گردهم * ساكن شهر و بيابان گرد و دون و محترم
آن نبود الّا گرايش بر كتاب و پيروى * ( پشت گرمى با رسول مستطاب ( ص ) و پيروى )
خلق را دعوت كنند از روى ايمان سوى آن * بر عمل گيرند نيز ، احكام آن را روى آن
منطق كس را كه بر آن امر و دعوت مىنمود * با كمال ميل و اطميان پذيرند هر چه بود
در مقابل اجر و مزدى بر نگيرند از عمل * همچنان راضى نباشند و مساعد با بدل
( در چنين پيمان بمانند از دل و جان پايدار * محترم دارند بس ، تا عمر دارد روزگار )
جانب قرآن بلند آرند دست اعتصام * حفظ دارند از گزند ژاژخايان « 1 » ، صبح و شام
آنچنانكه از دل و جانند بر آن پايبند * اين امانت را مصون دارند و محفوظ از گزند
جملگى دارند در آن عهد و پيمان ، اتّحاد * ضمن آن با همديگر بندند عقد اعتضاد
دعوت ايشان مردمى و دلپذير و عهد ايشان محكم و شكست ناپذير
2 دعوت ايشان يكى و عهد ايشان پايدار * شيوهء پيمان نگهدارى ، در ايشان استوار
لازم است از نقض پيمان بر حذر باشند و دور * بينشان ايجاد ابعاد مخالف از غرور
هامش
( 1 ) هرزه گويان