تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦

نامهء 73 از نامه‌هاى آن بزرگوار ، بمعاويه ،

كه براى نادرستى نامه‌اش او را سرزنش و تهديد مىفرمايد .
1 بر خداى آفرينش ، حمد بيرون از رقم * تهنيت‌هاى امم ، بر انبياء ذو العصم « 1 » نيز ، بر ختم رسالت ، هم عصير روزگار * آنكه مهرش ، در قلوب روزگاران ماندگار خسته‌ام از نامه‌هايت كه پياپى واصلند * از حقيقت دور و از مفهوم و معنى باطلند از جواب و استماع نامه‌هايت خسته‌ام * گوئى از معراج انديشه به پائين جسته‌ام گوهر افكار خود را با غبار اندوده‌ام * از گزند حيله‌هايت خسته خاطر بوده‌ام ( بسكه نادانى ، ترا پندى نخواهد داد سود * گمرهى و كينه پردازى بقلبت ره گشود ) آنزمان كه حيله مىخواهى گرفتن روى كار * يا كه دارى بر جواب نامه‌هايت انتظار بر كسى مانى كه رفته خواب سنگين ، ضمن آن * خواب درهم بر هم احلام « 2 » ديده در نهان يا بسان شخص قائم ايستاده روى پاست * آنچنانكه ناتوانى در وجودش برملاست ( نى چنان است كه بهمّت طى نمايد راه را * يا شناسد پيش پاى خويش راه و چاه را ) او فرو مانده است در صحراى جهل و دشت تيه * پس نمىداند امور خويش ، بر له يا عليه يا ابن بوسفيان نباشى در شباهت مثل او * بلكه او همچون تو باشد در عمل يا گفتگو تو گرانجان‌تر از آن باشى كه باشى مثل كس * ( در جهان ، اين زشتنامى و فضاحت بر تو بس )
خدا را سوگند ، اگر ماندن تو صلاح نبود ، ترا در اختيار كوبندگانم قرار مىدادم .
2 اقسم باللّه ، اگر قصد تباهى داشتم * يا برايت ، انقلاب دل بخواهى داشتم
هامش
( 1 ) صاحب عصمتها ( 2 ) جمع حلم ، خوابها
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 286 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى