نامهء 72 از نامههاى آن بزرگوار به عبد اللّه ابن عبّاس ،
خدايش بيامرزد ( كه در آن او را پند و اندرز مىفرمايد )
1 بر خداوند يگانه حمد بيرون از شمار * تهنيتها بر رسول پاك و اوتاد كبار
نامهاى بر ابن عبّاس از امير المؤمنين * بذل مىدارد مر او را پندهاى دلنشين
مرگ را پيشى نخواهى يافت هرگز هوشدار * بر كلامم روى دل گرمى و همّت گوشدار
آنچه در دنيا نصيبت نيست روزى نيز نيست * ( و آنچه تقديرش قلم زد مطلقا ناچيز نيست )
يا ابن عبّاس اختيار مرگ در دست تو نيست * آنچه اندر دست دارى نيز در بست تو نيست
يابن عبّاس : بدان كه دنيا دو روز است ، روزى بر تست و روزى با تست
2 نيست اين دنياى فانى مر ترا بيش از دو روز * روزى از آن ، چاره پرداز است و روزى چاره سوز
( روزى از آن بر تو مىخندد لب سود و نشاط * روز ديگر ، بسته بينى ، باب باغ انبساط )
( روزى از آن بر تو بخت است و سمندى زير پا * روز ديگر ، سخت مشكل ، قدّ رعنا چون عصا )
( روزى از آن بر مراد تست ماه و آفتاب * روز ديگر ، از رواج افتاده بينى آسياب )
( روزى از آن سود روى سود بينى دمبدم * روز ديگر ، لرزه يا بى در مفاصل ، در قدم )
( روزى از آن نوجوانى قدّ و بالا ، ايدهآل * روز ديگر ، سالمند و قدّ شمشاد همچو دال )
( روزى از آن زور بازو بر تو دارد نوشخند * روز ديگر ، ناتوانى بر تو گيرد ريشخند )
( روزى از آن نعمت و ثروت بهم آميخته * روز ديگر ، فقر و پيرى ، درد بر سر ريخته )
( روزى از آن را عمل بايد نمودن در شباب * روز ديگر ، نوبتى باشد براى باز تاب )